+ - x
 » از همین شاعر
1 یارب دردی که ناله آغاز کنم
2 با خلق نکو بزی که زیور این است
3 عزیزان چون بدان ساحل رسیدند
4 این کینه وران باز به نیرنگ دگر
5 ای سرو روان که نخل امید منی
6 آن نیمه ی نان که بینوایی یابد
7 تا این خرد خام تو، معیار بود
8 ای سرو روان بیا که دستت بوسم
9 کشتند بشر را که سیاست این است
10 گر علت مرگ را دوا می کردند

 » بیشتر بخوانید...
 ببام عرش می تازد شهء گردون سوار ما
 ترش ترش بنشستی بهانه دربستی
 رباب مشرب عشقست و مونس اصحاب
 حاشا که من به موسم گل ترک می کنم
 هر اول روز ای جان صد بار سلام علیک
 افند کلیمیرا از زحمت ما چونی
 بپخته است خدا بهر صوفیان حلوا
 خداحافظ گل سوری
 مفروشید کمان و زره و تیغ زنان را
 بر سر گوری که روزی بود آتشگاه عشق من

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

یارب به کسانی که جگر سوخته اند
یک عمر متاع درد اندوخته اند
خاکم به هوای آن جوانمردان کن
کز هر چه بجز تو دیده بردوخته اند


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

Mohammad:

با سلام و درود بیکران بدرود .




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *