+ - x
 » از همین شاعر
1 دل در غم عشق تو برومند بود
2 عارف به دل ذره جهان می بیند
3 این سنگ ملون که گهر می نامند
4 دانی که شبان چه فتنه آغاز کند
5 پیران که چنین مقام و حرمت دارند
6 عزیزان چون بدان ساحل رسیدند
7 گر علت مرگ را دوا می کردند
8 یارب به کسانی که جگر سوخته اند
9 از بس خوش و مست و دلربا می آیی
10 شهرت طلبی چند به هم ساخته اند

 » بیشتر بخوانید...
 ای که ازین تنگ قفص می پری
 بيا که مست و مدهوشت شوم يار
 مقام شوق بی صدق و یقین نیست
 عشق من عاشقم باش
 بعد از این دست من و دامن آن سرو بلند
 والله ملولم من کنون از جام و سغراق و کدو
 صبح است و صبوح است بر این بام برآییم
 گفت کسی خواجه سنایی بمرد
 صد مصر مملکت ز تعدی خراب شد
 آن جا که چو تو نگار باشد

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

یارب به کسانی که جگر سوخته اند
یک عمر متاع درد اندوخته اند
خاکم به هوای آن جوانمردان کن
کز هر چه بجز تو دیده بردوخته اند


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

Mohammad:

با سلام و درود بیکران بدرود .




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *