+ - x
 » از همین شاعر
1 ما مرغ اسیر بی پر و بال توییم
2 یارب به کسانی که جگر سوخته اند
3 افسوس که زندگی دمی بود و غمی
4 دانی که شبان چه فتنه آغاز کند
5 امروز که عصر علم و فرهنگ بود
6 سرمایه ی عیش، صحبت یاران است
7 سر راه غریبان خار روید
8 تا بر لب من آه شرر باری هست
9 طفلی بودم غنوده بر بستر ناز
10 آن نیمه ی نان که بینوایی یابد

 » بیشتر بخوانید...
 گر گمشدگان روزگاریم
 جهنم در جزیره
 در تو دو چشم وحشی، یک چهره ی اناری
 مبارکی که بود در همه عروسی ها
 ای شاه تو ترکی عجمی وار چرایی
 خراسان
 هزار مرد به پای تو جان سپردند و....
 شب رفت حریفکان کجایید
 ای آنک تو را ما ز همه کون گزیده
 دلت گرفته؟ از این پنجره بزن بیرون

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

یارب به کسانی که جگر سوخته اند
یک عمر متاع درد اندوخته اند
خاکم به هوای آن جوانمردان کن
کز هر چه بجز تو دیده بردوخته اند


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

Mohammad:

با سلام و درود بیکران بدرود .




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *