+ - x
 » از همین شاعر
1 از بس خوش و مست و دلربا می آیی
2 سرمایه ی عیش، صحبت یاران است
3 آن فر و شکوه کبریاییت چه شد؟
4 هرکس که به ازدواج پابند شود
5 ما مرغ اسیر بی پر و بال توییم
6 تا بر لب من آه شرر باری هست
7 این کینه وران باز به نیرنگ دگر
8 افسوس که زندگی دمی بود و غمی
9 آن نیمه ی نان که بینوایی یابد
10 دل در غم عشق تو برومند بود

 » بیشتر بخوانید...
 انتظار
 برای چشم تو صد چشم بد توان دیدن
 تویی که بر سر خوبان کشوری چون تاج
 به خانه خانه می آرد چو بیذق شاه جان ما را
 عاشق چو منی باید می سوزد و می سازد
 چون بلبل مست راه در بستان یافت
 معده را پر کرده ای دوش از خمیر و از فطیر
 گداز گوهر دل باده ناب است شبنم را
 از اضغاث احلام یک ملاّ
 نقش بند جان که جان ها جانب او مایلست

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

گر علت مرگ را دوا می کردند
گر چاره ی این نوع دو پا می کردند
می دیدی کاین جماعت تیره نهاد
بر روی زمین چه فتنه ها می کردند


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *