+ - x
 » از همین شاعر
1 در باغ جهان تو هم گل زیبایی
2 کشتند بشر را که سیاست این است
3 آن ماه سخن ز بامیان می گوید
4 شهرت طلبی چند به هم ساخته اند
5 چون در کف روزگار گشتیم زبون
6 اگر دانی زبان اختران را
7 هرکس که به ازدواج پابند شود
8 صبح است ز خرمی جهان می خندد
9 یارب دردی که ناله آغاز کنم
10 دل در غم عشق تو برومند بود

 » بیشتر بخوانید...
 ای که تو از عالم ما می روی
 امشب ای دختر انگور به بالین تو ام
 دلا مشتاق دیدارم غریب و عاشق و مستم
 از ما مرو ای چراغ روشن
 صبح چو آفتاب زد رایت روشناییی
 خونابه چکان چشمم ازبارش جان امشب
 گوهر حمد بکف بس دولت تقدير ما
 در عالمی که با خود رنگی نبود ما را
 از دی که گذشت هیچ ازو یاد مکن
 چرا منکر شدی ای میر کوران

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

گر علت مرگ را دوا می کردند
گر چاره ی این نوع دو پا می کردند
می دیدی کاین جماعت تیره نهاد
بر روی زمین چه فتنه ها می کردند


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *