+ - x
 » از همین شاعر
1 ما مرغ اسیر بی پر و بال توییم
2 چو از دل عشق رفت آزار آید
3 یارب به کسانی که جگر سوخته اند
4 در باغ جهان تو هم گل زیبایی
5 با خلق نکو بزی که زیور این است
6 طفلی بودم غنوده بر بستر ناز
7 عارف به دل ذره جهان می بیند
8 آن نیمه ی نان که بینوایی یابد
9 این صبح همان و آن شب تار همان
10 دل در همه حال تکیه گاه است مرا

 » بیشتر بخوانید...
 ساقی روحانیان روح شدم خیز خیز
 ای محو عشق گشته جانی و چیز دیگر
 آن را که به لطف سر بخاری
 روی تو جان جانست از جان نهان مدارش
 سی و هشتم
 بخش هفتم
 شبی که ماه در اندیشه ی تو جان می داد
 دگربار دگربار ز زنجیر بجستم
 ای وصل تو آب زندگانی
 دوران انتقالی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

در گلشن زندگی به جز خار نبود
جز درد و غم و محنت و آزار نبود
امید نکرد گل که یاس آمد بار
سرتاسر زندگی جز این کار نبود


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *