+ - x
 » از همین شاعر
1 تا بر لب من آه شرر باری هست
2 دی شاخ شکوفه در چمن می خندید
3 صبح است ز خرمی جهان می خندد
4 طفلی بودم غنوده بر بستر ناز
5 گر علت مرگ را دوا می کردند
6 ما مرغ اسیر بی پر و بال توییم
7 عارف به دل ذره جهان می بیند
8 ای سرو روان که نخل امید منی
9 اگر دانی زبان اختران را
10 ای غره به اینکه دهر فرمانبر توست

 » بیشتر بخوانید...
 تاقین
 من بی می ناب زیستن نتوانم
 لاله ستانست از عکس تو هر شوره ای
 برخیز و بیا بتا برای دل ما
 تنی داری بسان خرمن گل
 دلاراما چنین زیبا چرایی
 از اضغاث احلام یک ملاّ
 این جا کسی است پنهان دامان من گرفته
 چو شیرینتر نمود ای جان مها شور و بلای تو
 آمد و رفت

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

در گلشن زندگی به جز خار نبود
جز درد و غم و محنت و آزار نبود
امید نکرد گل که یاس آمد بار
سرتاسر زندگی جز این کار نبود


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *