+ - x
 » از همین شاعر
1 ای بار خدای پاک دانای قدیر
2 گر علت مرگ را دوا می کردند
3 بر قله ی کهسار، درختی برپاست
4 ما مرغ اسیر بی پر و بال توییم
5 دل در غم عشق تو برومند بود
6 ای مشت گل این غرور بیجای تو چیست؟
7 در باغ جهان تو هم گل زیبایی
8 سر راه غریبان خار روید
9 از ابر سیاه لعل و گهر می ریزد
10 ای مرغ شباهنگ دل انگیز، بنال

 » بیشتر بخوانید...
 نسیمی مژده یی آورده امشب
 دیگر ز شاخ سرو سهی بلبل صبور
 ببين به خرقه ام هرجا بود نشان شراب
 می رسد یوسف مصری همه اقرار دهید
 یک غزل آغاز کن بر صفت حاضران
 جهان را بدیدم وفایی ندارد
 بار دگر جانب یار آمدیم
 اسرار ازل را نه تو دانی و نه من
 گر لب او شکند نرخ شکر می رسدش
 آه که بار دگر آتش در من فتاد

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

در گلشن زندگی به جز خار نبود
جز درد و غم و محنت و آزار نبود
امید نکرد گل که یاس آمد بار
سرتاسر زندگی جز این کار نبود


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *