+ - x
 » از همین شاعر
1 سر راه غریبان خار روید
2 آن فر و شکوه کبریاییت چه شد؟
3 دل در همه حال تکیه گاه است مرا
4 بیا ساقی بده آن جام گلرنگ
5 پیران که چنین مقام و حرمت دارند
6 با خلق نکو بزی که زیور این است
7 این صبح همان و آن شب تار همان
8 امروز که عصر علم و فرهنگ بود
9 گر خاک در یار نفروختیم گذشت
10 در باغ جهان تو هم گل زیبایی

 » بیشتر بخوانید...
 روز باران است و ما جو می کنیم
 به جان تو که مرو از میان کار مخسب
 نگاه - داغ تر
 بسر ز افسر تسليم افتخارم بس
 کجایی ساقیا درده مدامم
 خربزه خربزه ره دید، رنگ می گیره
 تا زهره و مه در آسمان گشت پدید
 ای آمده از عالم روحانی تفت
 هر آنچه دور کند مر تو را ز دوست بدست
 هم به درد این درد را درمان کنم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

هرکس که به ازدواج پابند شود
معروض به داغ و درد فرزند شود
دهقان زمانه بر کسی می خندد
کز کشتن تخم مرگ خرسند شود


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *