+ - x
 » از همین شاعر
1 ای مرغ شباهنگ دل انگیز، بنال
2 یارب سوزی که جسم و جان را سوزم
3 ای سرو روان بیا که دستت بوسم
4 یارب دردی که ناله آغاز کنم
5 ما مرغ اسیر بی پر و بال توییم
6 این صبح همان و آن شب تار همان
7 چو گم شد پرتو عشق از دل من
8 چون در کف روزگار گشتیم زبون
9 شب است ساقی! ساغرت کو؟
10 افسوس که زندگی دمی بود و غمی

 » بیشتر بخوانید...
 مست خوابی و نرگست باز است
 میزبانی مهمان
 رنگه هویت خود باخته اند
 چه ظلمت است اینکه گشت غفلت به چشم یاران ز نور پیدا
 نظاره چه می آیی در حلقه بیداری
 چنان کاین دل از آن دلدار مستست
 معشوقه بسامان شد، تا باد چنین بادا
 امروز خوشم با تو جان تو و فردا هم
 ای خواجه بفرما به کی مانم به کی مانم
 منم که گوشه میخانه خانقاه من است

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

هرکس که به ازدواج پابند شود
معروض به داغ و درد فرزند شود
دهقان زمانه بر کسی می خندد
کز کشتن تخم مرگ خرسند شود


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *