+ - x
 » از همین شاعر
1 هر صبح که کردیم به غم شام گذشت
2 تا این خرد خام تو، معیار بود
3 ما مرغ اسیر بی پر و بال توییم
4 ای مشت گل این غرور بیجای تو چیست؟
5 عارف به دل ذره جهان می بیند
6 ای سرو روان بیا که دستت بوسم
7 ای غره به اینکه دهر فرمانبر توست
8 دانی که شبان چه فتنه آغاز کند
9 ای مرغ شباهنگ دل انگیز، بنال
10 کشتند بشر را که سیاست این است

 » بیشتر بخوانید...
 خیال من یقین من
 یا من یزید حسنک حقا تحیری
 دو گیتی را بخود باید کشیدن
 ای به دیدهٔ دریغ خاک درت
 بیا بیا که پشیمان شوی از این دوری
 هر اول روز ای جان صد بار سلام علیک
 عجب دلی که به عشق بت است پیوسته
 طوطی جان مست من از شکری چه می شود
 هدیه
 زلفی که به جان ارزد هر تار بشوریدش

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

سر راه غریبان خار روید
ز کشت شان دل بیمار روید
به هر جایی که کارم تخم امید
به جای گل همه آزار روید


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *