+ - x
 » از همین شاعر
1 سرمایه ی عیش، صحبت یاران است
2 دانی که شبان چه فتنه آغاز کند
3 ما مرغ اسیر بی پر و بال توییم
4 از ابر سیاه لعل و گهر می ریزد
5 آن منظر فیض صبحگاهی بنگر
6 تا بر لب من آه شرر باری هست
7 امروز که عصر علم و فرهنگ بود
8 افسوس که زندگی دمی بود و غمی
9 دل در همه حال تکیه گاه است مرا
10 عزیزان چون بدان ساحل رسیدند

 » بیشتر بخوانید...
 از بوی گلهای قالی
 حسن خدایی
 كوچۀ بن بستی ام آخر كه از من بگذرد؟
 مناظره بن لادن با امیر المومنین ملا محمد عمر
 ای شده از جفای تو جانب چرخ دود من
 آن پری گویند شب خندید بر فریاد ما
 نوازش کن به وصلت یا بکش با خنجر تیزم
 هر ثانیه چو قرن بمیرد
 یا مالک دمة الزمان
 برخیزم و عزم باده ناب کنم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

از مرگ نترسم که مددکار من است
در روز پسین مونس و غمخوار من است
اجداد مرا برده به سر منزل خاک
این مرکب خوشخرام رهوار من است


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *