+ - x
 » از همین شاعر
1 این کینه وران باز به نیرنگ دگر
2 آن فر و شکوه کبریاییت چه شد؟
3 این صبح همان و آن شب تار همان
4 دل در غم عشق تو برومند بود
5 تا بر لب من آه شرر باری هست
6 آن منظر فیض صبحگاهی بنگر
7 شهرت طلبی چند به هم ساخته اند
8 چو گم شد پرتو عشق از دل من
9 تا این خرد خام تو، معیار بود
10 ای مشت گل این غرور بیجای تو چیست؟

 » بیشتر بخوانید...
 ای آنکه پیش حسنت حوری قدم دو آید
 لحظه های رفتنت را می زند گیتار دیوار
 تا،دل ازنام تو،بامن دم زند
 ترا من سخت بیجا دوست دارم
 ای لاله رو بوصف تو دیوان نوشته ام
 دیار آخرین
 خوابم ببسته ای بگشا ای قمر نقاب
 دلهای گریخته
 شنو پندی ز من ای یار خوش کیش
 سر راه غریبان خار روید

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

از مرگ نترسم که مددکار من است
در روز پسین مونس و غمخوار من است
اجداد مرا برده به سر منزل خاک
این مرکب خوشخرام رهوار من است


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *