+ - x
 » از همین شاعر
1 ای مرغ شباهنگ دل انگیز، بنال
2 در گلشن زندگی به جز خار نبود
3 یارب به کسانی که جگر سوخته اند
4 ای سرو روان که نخل امید منی
5 تا بر لب من آه شرر باری هست
6 بیا ساقی بده آن جام گلرنگ
7 امروز که عصر علم و فرهنگ بود
8 شهرت طلبی چند به هم ساخته اند
9 ای غره به اینکه دهر فرمانبر توست
10 افسوس که زندگی دمی بود و غمی

 » بیشتر بخوانید...
 یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود
 شراب و خون
 ای شکران ای شکران کان شکر دارم از او
 به خدا میل ندارم نه به چرب و نه به شیرین
 روزگاری شد که در میخانه خدمت می کنم
 باید برون بیارم قلبِ فسرده‎ام را
 گشته ست طپان جانم ای جان و جهان برگو
 ز ما برگشتی و با گل فتادی
 صد هزاران همچو ما غرقه در این دریای دل
 ز درد نوش بلا نوش کن تو لای جواب

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

از مرگ نترسم که مددکار من است
در روز پسین مونس و غمخوار من است
اجداد مرا برده به سر منزل خاک
این مرکب خوشخرام رهوار من است


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *