+ - x
 » از همین شاعر
1 هر صبح که کردیم به غم شام گذشت
2 شب است ساقی! ساغرت کو؟
3 ای بار خدای پاک دانای قدیر
4 دل در همه حال تکیه گاه است مرا
5 دل در غم عشق تو برومند بود
6 از ابر سیاه لعل و گهر می ریزد
7 از بس خوش و مست و دلربا می آیی
8 کشتند بشر را که سیاست این است
9 ای سرو روان بیا که دستت بوسم
10 چو از دل عشق رفت آزار آید

 » بیشتر بخوانید...
 تا نازبوی خط ز لبت سر کشيده است
 زان کوزهٔ می که نیست در وی ضرری
 دیر آمده ای مرو شتابان
 سحرگه گفتم آن مه را که ای من جسم و تو جانی
 شانزدهم
 دل خون خواره را یک باره بستان
 چند بارد غم دنیا به تن تنهایی
 از سر کوی تو هر کو به ملالت برود
 بر گیر پیاله و سبو ای دلجوی
 چارچوب دروازه

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

ای مرغ شباهنگ دل انگیز، بنال
قربان تو، ای طایر شب خیز، بنال
از ناله ی تو مرغ دلم نالد زار
این ناله به آن ناله در آمیز، بنال


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *