+ - x
 » از همین شاعر
1 یارب به کسانی که جگر سوخته اند
2 اگر دانی زبان اختران را
3 از بس خوش و مست و دلربا می آیی
4 این کینه وران باز به نیرنگ دگر
5 شهرت طلبی چند به هم ساخته اند
6 دل در همه حال تکیه گاه است مرا
7 چه باشد زندگانی را بهایی
8 آن ماه سخن ز بامیان می گوید
9 آن فر و شکوه کبریاییت چه شد؟
10 در باغ جهان تو هم گل زیبایی

 » بیشتر بخوانید...
 ای وصالت یک زمان بوده فراقت سال ها
 به خاک تیره آخر خودسریها می برد ما را
 چو شیر و انگبین جانا چه باشد گر درآمیزی
 مهمان توام ای جان زنهار مخسب امشب
 چشم پرنور که مست نظر جانانست
 بعد از این از شعر و از شاعر فراری می شوم
 ای عاشقان ای عاشقان آمد گه وصل و لقا
 جهان بر ابروی عید از هلال وسمه کشید
 خروش خفته
 آخر ای دلبر تو ما را می نجویی اندکی

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

ای مرغ شباهنگ دل انگیز، بنال
قربان تو، ای طایر شب خیز، بنال
از ناله ی تو مرغ دلم نالد زار
این ناله به آن ناله در آمیز، بنال


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *