+ - x
 » از همین شاعر
1 در باغ جهان تو هم گل زیبایی
2 اگر دانی زبان اختران را
3 با خلق نکو بزی که زیور این است
4 هر صبح که کردیم به غم شام گذشت
5 از ابر سیاه لعل و گهر می ریزد
6 عزیزان چون بدان ساحل رسیدند
7 عارف به دل ذره جهان می بیند
8 هرکس که به ازدواج پابند شود
9 این کینه وران باز به نیرنگ دگر
10 ای مرغ شباهنگ دل انگیز، بنال

 » بیشتر بخوانید...
 ای دل ریش مرا با لب تو حق نمک
 من مرگ غفلتم
 مسلمانان مسلمانان چه باید گفت یاری را
 وصال او ز عمر جاودان به
 کی باشد کاین قفص چمن گردد
 گر یک نفست ز زندگانی گذرد
 فریاد زیر آب
 به باغم لاله شانم، خون بروید
 برچید مهر دامن زربفت و خون گریست
 به جان خواجه و حق قدیم و عهد درست

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

این صبح همان و آن شب تار همان
ما شش در و این چهار دیوار همان
استاد زمانه یک سبق داده به ما
تکرار همان و باز تکرار همان


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *