+ - x
 » از همین شاعر
1 در گلشن زندگی به جز خار نبود
2 هرکس که به ازدواج پابند شود
3 چو از دل عشق رفت آزار آید
4 دی شاخ شکوفه در چمن می خندید
5 دل در همه حال تکیه گاه است مرا
6 سر راه غریبان خار روید
7 اگر دانی زبان اختران را
8 آن ماه سخن ز بامیان می گوید
9 بر قله ی کهسار، درختی برپاست
10 این کینه وران باز به نیرنگ دگر

 » بیشتر بخوانید...
 برای چشم تو صد چشم بد توان دیدن
 روحیست بی نشان و ما غرقه در نشانش
 ای خواجه بفرما به کی مانم به کی مانم
 یا تو ترش کرده رو مایه ده شکران
 ما آتش عشقیم که در موم رسیدیم
 گشته از فيض کدامين رو منور ماهتاب
 نگاه - داغ تر
 بیا تا قدر یک دیگر بدانیم
 مکن ای دوست نشاید که بخوانند و نیایی
 ای درآورده جهانی را ز پای

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

شب است ساقی! ساغرت کو؟
فروغ ماه و نور اخترت کو؟
ز دور آید صدای مرغ شبگیر
نوا و نغمه ی جان پرورت کو؟


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *