+ - x
 » از همین شاعر
1 شب است ساقی! ساغرت کو؟
2 این کینه وران باز به نیرنگ دگر
3 پیران که چنین مقام و حرمت دارند
4 بی دولت عشق زندگانی نفسی ست
5 یارب دردی که ناله آغاز کنم
6 هرکس که به ازدواج پابند شود
7 کشتند بشر را که سیاست این است
8 شهرت طلبی چند به هم ساخته اند
9 طفلی بودم غنوده بر بستر ناز
10 در باغ جهان تو هم گل زیبایی

 » بیشتر بخوانید...
 اگر مرا تو نخواهی دلم تو را خواهد
 رقص صوفی دل از نغمهء پنهان منست
 گمگشته ایم و گوشهء تنها گرفته ایم
 چاره ای کو بهتر از دیوانگی
 نشانی هاست در چشمش نشانش کن نشانش کن
 چو درد گیرد دندان تو عدو گردد
 علت مرگ و زندگی
 امشب ای دلدار مهمان توییم
 اگر درآید ناگه صنم زهی اقبال
 از انبهی ماهی دریا به نهان گشته

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

کشتند بشر را که سیاست این است
کردند جهان تبه که حکمت این است
در کسوت خیرخواهی نوع بشر
زادند چه فتنه ها، مهارت این است


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *