+ - x
 » از همین شاعر
1 سیگار

 » بیشتر بخوانید...
 یا رب این بوی که امروز به ما می آید
 دیر آمده ای مرو شتابان
 ای کاش که جای آرمیدن بودی
 پای مرا دوباره سگ هار می خورد
 هی چه گریزی چندین یک نفس این جا بنشین
 لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است
 حسابی نیست با وحشت جنون کامل ما را
 ساقیا برخیز و درده جام را
 شبی رکاب زدم شادمان بر اسب خیال
 بدشت غم دلم ماوا گرفته

۱.۰
امتیاز: ۱.۰ | مجموع آراء: ۱



برای آرین آرون



هیچ سیگاری لای انگشتانم به پایان نمی رسد
حرف هایم را
نا تمام در خود دفن می کنم
تمام کرم های گوشت خوار در من زنده می شوند
مرا راه می برند
تا ژرفای مرداب های کنار خیابان
هیچ چیز در من خاکستر نمی شود
حتا پوست بدنم
که روی استخوان هایم مرا نفس می کشند
شاید ناگفته هایی را که در من
خشک می شوند
می میرند
در من و سیگارم باقی نمی ماند


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *