+ - x
 » از همین شاعر
1 دلا بسوز که سوز تو کارها بکند
2 مدامم مست می دارد نسیم جعد گیسویت
3 زهی خجسته زمانی که یار بازآید
4 مرا به رندی و عشق آن فضول عیب کند
5 درد ما را نیست درمان الغیاث
6 ببرد از من قرار و طاقت و هوش
7 اگر آن طایر قدسی ز درم بازآید
8 طایر دولت اگر باز گذاری بکند
9 تویی که بر سر خوبان کشوری چون تاج
10 سحر ز هاتف غیبم رسید مژده به گوش

 » بیشتر بخوانید...
 فاصله، معنی دیگر شب
 هواخواه توام جانا و می دانم که می دانی
 آوخ آوخ چو من وفاداری
 صبر تلخ
 می شدی غافل ز اسرار قضا
 یک جوی آب باران در پشت کوچه دند است
 ز اول روز که مخموری مستان باشد
 مکن ز شانه پریشان دماغ گیسو را
 روی تو به رنگریز کان ماند

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

رونق عهد شباب است دگر بستان را
می رسد مژده گل بلبل خوش الحان را
ای صبا گر به جوانان چمن بازرسی
خدمت ما برسان سرو و گل و ریحان را
گر چنین جلوه کند مغبچه باده فروش
خاکروب در میخانه کنم مژگان را
ای که بر مه کشی از عنبر سارا چوگان
مضطرب حال مگردان من سرگردان را
ترسم این قوم که بر دردکشان می خندند
در سر کار خرابات کنند ایمان را
یار مردان خدا باش که در کشتی نوح
هست خاکی که به آبی نخرد طوفان را
برو از خانه گردون به در و نان مطلب
کان سیه کاسه در آخر بکشد مهمان را
هر که را خوابگه آخر مشتی خاک است
گو چه حاجت که به افلاک کشی ایوان را
ماه کنعانی من مسند مصر آن تو شد
وقت آن است که بدرود کنی زندان را
حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی
دام تزویر مکن چون دگران قرآن را


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *