+ - x
 » از همین شاعر
1 مرا می بینی و هر دم زیادت می کنی دردم
2 دل از من برد و روی از من نهان کرد
3 صلاح از ما چه می جویی که مستان را صلا گفتیم
4 بیا با ما مورز این کینه داری
5 یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود
6 دل ما به دور رویت ز چمن فراغ دارد
7 گر از این منزل ویران به سوی خانه روم
8 برو به کار خود ای واعظ این چه فریادست
9 دلا بسوز که سوز تو کارها بکند
10 ای رخت چون خلد و لعلت سلسبیل

 » بیشتر بخوانید...
 هم حرف و هم سخن همگی اقتباسی اند
 من رسیدم به لب جوی وفا
 جز در تو . اسراری نمانده است
 سبک بنواز ای مطرب ربایی
 مثل یک بوتل ودکای پس از خوردن بود
 آن شب که بوی زلف تو با بوسه نسیم
 جوانی خوش گلی رنگین کلاهی
 هر که گوید کان چراغ دیده ها را دیده ام
 به حق روی تو که من چنین رویی ندیدستم
 دو رباعی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

چه مستیست ندانم که رو به ما آورد
که بود ساقی و این باده از کجا آورد
تو نیز باده به چنگ آر و راه صحرا گیر
که مرغ نغمه سرا ساز خوش نوا آورد
دلا چو غنچه شکایت ز کار بسته مکن
که باد صبح نسیم گره گشا آورد
رسیدن گل و نسرین به خیر و خوبی باد
بنفشه شاد و کش آمد سمن صفا آورد
صبا به خوش خبری هدهد سلیمان است
که مژده طرب از گلشن سبا آورد
علاج ضعف دل ما کرشمه ساقیست
برآر سر که طبیب آمد و دوا آورد
مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ
چرا که وعده تو کردی و او به جا آورد
به تنگ چشمی آن ترک لشکری نازم
که حمله بر من درویش یک قبا آورد
فلک غلامی حافظ کنون به طوع کند
که التجا به در دولت شما آورد


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *