+ - x
 » از همین شاعر
1 بی تو ای سرو روان با گل و گلشن چه کنم
2 مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد
3 اگر چه باده فرح بخش و باد گل بیز است
4 ای دل آن دم که خراب از می گلگون باشی
5 بیا که رایت منصور پادشاه رسید
6 گلبرگ را ز سنبل مشکین نقاب کن
7 بیا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد
8 نسیم باد صبا دوشم آگهی آورد
9 قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود
10 هزار دشمنم ار می کنند قصد هلاک

 » بیشتر بخوانید...
 در زیر سایه روشن مهتاب خوابنک
 چمن جز عشق تو کاری ندارد
 گهی در گیرم و گه بام گیرم
 ای مشت گل این غرور بیجای تو چیست؟
 از قند هم گذشته نبات و عسل شدی
 بر سر گوری که روزی بود آتشگاه عشق من
 آبسال
 شوهرم قریه دار کوچه ماست
 بیا تا قدر یک دیگر بدانیم
 میان باغ گل سرخ های و هو دارد

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ساقیا آمدن عید مبارک بادت
وان مواعید که کردی مرواد از یادت
در شگفتم که در این مدت ایام فراق
برگرفتی ز حریفان دل و دل می دادت
برسان بندگی دختر رز گو به درآی
که دم و همت ما کرد ز بند آزادت
شادی مجلسیان در قدم و مقدم توست
جای غم باد مر آن دل که نخواهد شادت
شکر ایزد که ز تاراج خزان رخنه نیافت
بوستان سمن و سرو و گل و شمشادت
چشم بد دور کز آن تفرقه ات بازآورد
طالع نامور و دولت مادرزادت
حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح
ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *