+ - x
 » از همین شاعر
1 ای که در کوی خرابات مقامی داری
2 دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند
3 چراغ روی تو را شمع گشت پروانه
4 گر دست دهد خاک کف پای نگارم
5 ای سرو ناز حسن که خوش می روی به ناز
6 بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایه بان دارد
7 نقد صوفی نه همه صافی بی غش باشد
8 سحرم هاتف میخانه به دولتخواهی
9 ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم
10 نکته ای دلکش بگویم خال آن مه رو ببین

 » بیشتر بخوانید...
 بگو ابلیس را از من پیامی
 تموز ما چه غریبانه و چه سرد گذشت
 به حسن و خلق و وفا کس به یار ما نرسد
 اگر با تو نبودم
 یار ما دلدار ما عالم اسرار ما
 ای پریچهره که آهنگ کلیسا داری
 عدم ميخانه ميباشد زلال از آب حيوانش
 خیز که امروز جهان آن ماست
 ز فرزین بند آن رخ من چه شهماتم چه شهماتم
 خیال من یقین من

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست
منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست
شب تار است و ره وادی ایمن در پیش
آتش طور کجا موعد دیدار کجاست
هر که آمد به جهان نقش خرابی دارد
در خرابات بگویید که هشیار کجاست
آن کس است اهل بشارت که اشارت داند
نکته ها هست بسی محرم اسرار کجاست
هر سر موی مرا با تو هزاران کار است
ما کجاییم و ملامت گر بی کار کجاست
بازپرسید ز گیسوی شکن در شکنش
کاین دل غمزده سرگشته گرفتار کجاست
عقل دیوانه شد آن سلسله مشکین کو
دل ز ما گوشه گرفت ابروی دلدار کجاست
ساقی و مطرب و می جمله مهیاست ولی
عیش بی یار مهیا نشود یار کجاست
حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج
فکر معقول بفرما گل بی خار کجاست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *