+ - x
 » از همین شاعر
1 بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی
2 اگر شراب خوری جرعه ای فشان بر خاک
3 دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد
4 گفتم کی ام دهان و لبت کامران کنند
5 تاب بنفشه می دهد طره مشک سای تو
6 آن سیه چرده که شیرینی عالم با اوست
7 روشنی طلعت تو ماه ندارد
8 ای نور چشم من سخنی هست گوش کن
9 چو برشکست صبا زلف عنبرافشانش
10 کنون که بر کف گل جام باده صاف است

 » بیشتر بخوانید...
 چکامه های آزادی
 کجا الوان نعمت زین بساط آسان شود پیدا
 بگو از من به پرویزان این عصر
 راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست
 چون روی آتشین را یک دم تو می نپوشی
 دل گردون خلل کند چو مه تو نهان شود
 شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت
 ز سوز شوق دل من همی زند عللا
 تسکین

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست
منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست
شب تار است و ره وادی ایمن در پیش
آتش طور کجا موعد دیدار کجاست
هر که آمد به جهان نقش خرابی دارد
در خرابات بگویید که هشیار کجاست
آن کس است اهل بشارت که اشارت داند
نکته ها هست بسی محرم اسرار کجاست
هر سر موی مرا با تو هزاران کار است
ما کجاییم و ملامت گر بی کار کجاست
بازپرسید ز گیسوی شکن در شکنش
کاین دل غمزده سرگشته گرفتار کجاست
عقل دیوانه شد آن سلسله مشکین کو
دل ز ما گوشه گرفت ابروی دلدار کجاست
ساقی و مطرب و می جمله مهیاست ولی
عیش بی یار مهیا نشود یار کجاست
حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج
فکر معقول بفرما گل بی خار کجاست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *