+ - x
 » از همین شاعر
1 غلام نرگس مست تو تاجدارانند
2 سال ها پیروی مذهب رندان کردم
3 سرو چمان من چرا میل چمن نمی کند
4 زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم
5 طایر دولت اگر باز گذاری بکند
6 بازآی ساقیا که هواخواه خدمتم
7 گر می فروش حاجت رندان روا کند
8 مرحبا طایر فرخ پی فرخنده پیام
9 دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
10 هر نکته ای که گفتم در وصف آن شمایل

 » بیشتر بخوانید...
 از اینگونه مردن...
 ای بر سر هر سنگی از لعل لبت نوری
 شراب شعر چشمهای تو
 بنفشه زلف من ای سر و قد نسرین تن
 دانه های انار
 اول
 زن زدن
 چهار بیتی ها
 گفت لبم چون شکر ارزد گنج گهر
 در این خانه کژی ای دل گهی راست

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست
که به پیمانه کشی شهره شدم روز الست
من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق
چارتکبیر زدم یک سره بر هر چه که هست
می بده تا دهمت آگهی از سر قضا
که به روی که شدم عاشق و از بوی که مست
کمر کوه کم است از کمر مور این جا
ناامید از در رحمت مشو ای باده پرست
بجز آن نرگس مستانه که چشمش مرساد
زیر این طارم فیروزه کسی خوش ننشست
جان فدای دهنش باد که در باغ نظر
چمن آرای جهان خوشتر از این غنچه نبست
حافظ از دولت عشق تو سلیمانی شد
یعنی از وصل تواش نیست بجز باد به دست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *