+ - x
 » از همین شاعر
1 گلبرگ را ز سنبل مشکین نقاب کن
2 بوی خوش تو هر که ز باد صبا شنید
3 مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد
4 حالیا مصلحت وقت در آن می بینم
5 گر ز دست زلف مشکینت خطایی رفت رفت
6 وقت را غنیمت دان آن قدر که بتوانی
7 حال دل با تو گفتنم هوس است
8 ای دل آن دم که خراب از می گلگون باشی
9 دوش بیماری چشم تو ببرد از دستم
10 رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند

 » بیشتر بخوانید...
 یا ساقی الراح خذ و امرلاء به طاسی
 دیده ها شب فراز باید کرد
 جاء الربیع مفتخرا فی جوارنا
 گل بر يخنت در سر جاکت زده ای باز
 نبشتست خدا گرد چهره دلدار
 من مست می عشقم
 سکوت سرد و سیاه
 امیر حسن خندان کن چشم را
 با من ای عشق امتحان ها می کنی
 هر ذره ی خاک من زبانی دارد

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

رواق منظر چشم من آشیانه توست
کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست
به لطف خال و خط از عارفان ربودی دل
لطیفه های عجب زیر دام و دانه توست
دلت به وصل گل ای بلبل صبا خوش باد
که در چمن همه گلبانگ عاشقانه توست
علاج ضعف دل ما به لب حوالت کن
که این مفرح یاقوت در خزانه توست
به تن مقصرم از دولت ملازمتت
ولی خلاصه جان خاک آستانه توست
من آن نیم که دهم نقد دل به هر شوخی
در خزانه به مهر تو و نشانه توست
تو خود چه لعبتی ای شهسوار شیرین کار
که توسنی چو فلک رام تازیانه توست
چه جای من که بلغزد سپهر شعبده باز
از این حیل که در انبانه بهانه توست
سرود مجلست اکنون فلک به رقص آرد
که شعر حافظ شیرین سخن ترانه توست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *