+ - x
 » از همین شاعر
1 ای رخت چون خلد و لعلت سلسبیل
2 در خرابات مغان نور خدا می بینم
3 چه بودی ار دل آن ماه مهربان بودی
4 ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما
5 هر که شد محرم دل در حرم یار بماند
6 دی پیر می فروش که ذکرش به خیر باد
7 هر نکته ای که گفتم در وصف آن شمایل
8 گرم از دست برخیزد که با دلدار بنشینم
9 سحر با باد می گفتم حدیث آرزومندی
10 دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما

 » بیشتر بخوانید...
 پاییز
 من آن ماهم که اندر لامکانم
 گرچه غم و رنج من درازی دارد
 داری خبر که از دل و جان می پرستمت
 ماییم و می و مطرب و این کنج خراب
 دگر مگو که چه شد، چون شد و چه پیش آمد
 تا عشق تو سوخت همچو عودم
 پسری که بر سر او دوهزار سر شکسته
 به پیشگاه مولانا
 خنک آن ملتی کز وارداتش

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

رواق منظر چشم من آشیانه توست
کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست
به لطف خال و خط از عارفان ربودی دل
لطیفه های عجب زیر دام و دانه توست
دلت به وصل گل ای بلبل صبا خوش باد
که در چمن همه گلبانگ عاشقانه توست
علاج ضعف دل ما به لب حوالت کن
که این مفرح یاقوت در خزانه توست
به تن مقصرم از دولت ملازمتت
ولی خلاصه جان خاک آستانه توست
من آن نیم که دهم نقد دل به هر شوخی
در خزانه به مهر تو و نشانه توست
تو خود چه لعبتی ای شهسوار شیرین کار
که توسنی چو فلک رام تازیانه توست
چه جای من که بلغزد سپهر شعبده باز
از این حیل که در انبانه بهانه توست
سرود مجلست اکنون فلک به رقص آرد
که شعر حافظ شیرین سخن ترانه توست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *