+ - x
 » از همین شاعر
1 مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست
2 دل می رود ز دستم صاحب دلان خدا را
3 آن ترک پری چهره که دوش از بر ما رفت
4 مرحبا ای پیک مشتاقان بده پیغام دوست
5 ای همه شکل تو مطبوع و همه جای تو خوش
6 بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایه بان دارد
7 شراب و عیش نهان چیست کار بی بنیاد
8 گر دست دهد خاک کف پای نگارم
9 اگر به کوی تو باشد مرا مجال وصول
10 رو بر رهش نهادم و بر من گذر نکرد

 » بیشتر بخوانید...
 اگر چه باده فرح بخش و باد گل بیز است
 من دزد دیدم کو برد مال و متاع مردمان
 جوانان را بد آموز است این عصر
 قصد جفاها نکنی ور بکنی با دل من
 موشکی صندوق را سوراخ کرد
 برگریزان دلم را نوبهاری آرزوست
 قیامت می شود روزی که از من رو بگردانی
 ای خراب اسرارم از اسرار تو اسرار تو
 پرده بگردان و بزن ساز نو
 کو مطرب عشق چست دانا

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

برو به کار خود ای واعظ این چه فریادست
مرا فتاد دل از ره تو را چه افتادست
میان او که خدا آفریده است از هیچ
دقیقه ایست که هیچ آفریده نگشادست
به کام تا نرساند مرا لبش چون نای
نصیحت همه عالم به گوش من بادست
گدای کوی تو از هشت خلد مستغنیست
اسیر عشق تو از هر دو عالم آزادست
اگر چه مستی عشقم خراب کرد ولی
اساس هستی من زان خراب آبادست
دلا منال ز بیداد و جور یار که یار
تو را نصیب همین کرد و این از آن دادست
برو فسانه مخوان و فسون مدم حافظ
کز این فسانه و افسون مرا بسی یادست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *