+ - x
 » از همین شاعر
1 اگر رفیق شفیقی درست پیمان باش
2 غلام نرگس مست تو تاجدارانند
3 رو بر رهش نهادم و بر من گذر نکرد
4 راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست
5 دوش از جناب آصف پیک بشارت آمد
6 نکته ای دلکش بگویم خال آن مه رو ببین
7 درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد
8 به کوی میکده هر سالکی که ره دانست
9 هر نکته ای که گفتم در وصف آن شمایل
10 ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار

 » بیشتر بخوانید...
 هزار دشمنم ار می کنند قصد هلاک
 مرغان که کنون از قفص خویش جدایید
 ما در جهان موافقت کس نمی کنیم
 ای روی تو نوبهار خندان
 چادر فیروزه ای هر باربر سر کن بهار
 الا فی الغشق تشریفی و عیدی
 با تلخی معزولی میری بنمی ارزد
 چو سرو اگر بخرامی دمی به گلزاری
 ای جان و جهان چه می گریزی
 من و انکار شراب این چه حکایت باشد

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

یا رب این شمع دل افروز ز کاشانه کیست
جان ما سوخت بپرسید که جانانه کیست
حالیا خانه برانداز دل و دین من است
تا در آغوش که می خسبد و همخانه کیست
باده لعل لبش کز لب من دور مباد
راح روح که و پیمان ده پیمانه کیست
دولت صحبت آن شمع سعادت پرتو
بازپرسید خدا را که به پروانه کیست
می دهد هر کسش افسونی و معلوم نشد
که دل نازک او مایل افسانه کیست
یا رب آن شاهوش ماه رخ زهره جبین
در یکتای که و گوهر یک دانه کیست
گفتم آه از دل دیوانه حافظ بی تو
زیر لب خنده زنان گفت که دیوانه کیست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *