+ - x
 » از همین شاعر
1 آن ترک پری چهره که دوش از بر ما رفت
2 سرو چمان من چرا میل چمن نمی کند
3 المنۀ لله که در میکده باز است
4 چل سال بیش رفت که من لاف می زنم
5 نوش کن جام شراب یک منی
6 به سر جام جم آن گه نظر توانی کرد
7 خوش خبر باشی ای نسیم شمال
8 یا مبسما یحاکی درجا من اللالی
9 یا رب آن آهوی مشکین به ختن بازرسان
10 دمی با غم به سر بردن جهان یک سر نمی ارزد

 » بیشتر بخوانید...
 ای خدایی که مفرح بخش رنجوران تویی
 باران
 ای کرده چهره تو چو گلنار شرم تو
 خوش خبر باشی ای نسیم شمال
 ماه پیشونی
 گر عید وصل تست منم خود غلام عید
 پاس کار خود نباشد صاحب تدبیر را
 من و من
 مردم دیده ما جز به رخت ناظر نیست
 جور و جفا و دوریی کان کنکار می کند

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

یا رب این شمع دل افروز ز کاشانه کیست
جان ما سوخت بپرسید که جانانه کیست
حالیا خانه برانداز دل و دین من است
تا در آغوش که می خسبد و همخانه کیست
باده لعل لبش کز لب من دور مباد
راح روح که و پیمان ده پیمانه کیست
دولت صحبت آن شمع سعادت پرتو
بازپرسید خدا را که به پروانه کیست
می دهد هر کسش افسونی و معلوم نشد
که دل نازک او مایل افسانه کیست
یا رب آن شاهوش ماه رخ زهره جبین
در یکتای که و گوهر یک دانه کیست
گفتم آه از دل دیوانه حافظ بی تو
زیر لب خنده زنان گفت که دیوانه کیست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *