+ - x
 » از همین شاعر
1 سلامی چو بوی خوش آشنایی
2 در عهد پادشاه خطابخش جرم پوش
3 خیال روی تو در هر طریق همره ماست
4 چل سال بیش رفت که من لاف می زنم
5 ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد
6 گر چه ما بندگان پادشهیم
7 تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست
8 ز کوی یار می آید نسیم باد نوروزی
9 روضه خلد برین خلوت درویشان است
10 ای روی ماه منظر تو نوبهار حسن

 » بیشتر بخوانید...
 الا ای جان جان جان چو می بینی چه می پرسی
 دل چو بدید روی تو چون نظرش به جان بود
 بشستم تخته هستی سر عالم نمی دارم
 رندی دیدم نشسته بر خنگ زمین
 بهار من
 ای سرده صد سودا دستار چنین می کن
 ما زنده به نور کبریاییم
 آمد مه ما مستی دستی فلکا دستی
 درجه تحصیل در کابینۀ کرزی
 گر می نخوری طعنه مزن مستانرا

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست
دل سودازده از غصه دو نیم افتادست
چشم جادوی تو خود عین سواد سحر است
لیکن این هست که این نسخه سقیم افتادست
در خم زلف تو آن خال سیه دانی چیست
نقطه دوده که در حلقه جیم افتادست
زلف مشکین تو در گلشن فردوس عذار
چیست طاووس که در باغ نعیم افتادست
دل من در هوس روی تو ای مونس جان
خاک راهیست که در دست نسیم افتادست
همچو گرد این تن خاکی نتواند برخاست
از سر کوی تو زان رو که عظیم افتادست
سایه قد تو بر قالبم ای عیسی دم
عکس روحیست که بر عظم رمیم افتادست
آن که جز کعبه مقامش نبد از یاد لبت
بر در میکده دیدم که مقیم افتادست
حافظ گمشده را با غمت ای یار عزیز
اتحادیست که در عهد قدیم افتادست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *