+ - x
 » از همین شاعر
1 روز وصل دوستداران یاد باد
2 نماز شام غریبان چو گریه آغازم
3 چو دست بر سر زلفش زنم به تاب رود
4 چون شوم خاک رهش دامن بیفشاند ز من
5 به کوی میکده هر سالکی که ره دانست
6 صبح است و ژاله می چکد از ابر بهمنی
7 آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
8 صبا ز منزل جانان گذر دریغ مدار
9 ای که مهجوری عشاق روا می داری
10 دی پیر می فروش که ذکرش به خیر باد

 » بیشتر بخوانید...
 باز درآمد طبیب از در ایوب خویش
 نی تو شکلی دگری سنگ نباشی تو زری
 ز پیری یاد دارم این دو اندرز
 امشب گناهكار ترینم ای آسمان!
 ناز دخترانه
 سوی اطفال بیامد به کرم مادر روزه
 مرا یاد است از دانای افرنگ
 یا رب چه کس است آن مه یا رب چه کس است آن مه
 عشق تو آورد قدح پر ز بلای دل من
 ای نور چشم من سخنی هست گوش کن

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است
شمشاد خانه پرور ما از که کمتر است
ای نازنین پسر تو چه مذهب گرفته ای
کت خون ما حلالتر از شیر مادر است
چون نقش غم ز دور ببینی شراب خواه
تشخیص کرده ایم و مداوا مقرر است
از آستان پیر مغان سر چرا کشیم
دولت در آن سرا و گشایش در آن در است
یک قصه بیش نیست غم عشق وین عجب
کز هر زبان که می شنوم نامکرر است
دی وعده داد وصلم و در سر شراب داشت
امروز تا چه گوید و بازش چه در سر است
شیراز و آب رکنی و این باد خوش نسیم
عیبش مکن که خال رخ هفت کشور است
فرق است از آب خضر که ظلمات جای او است
تا آب ما که منبعش الله اکبر است
ما آبروی فقر و قناعت نمی بریم
با پادشه بگوی که روزی مقدر است
حافظ چه طرفه شاخ نباتیست کلک تو
کش میوه دلپذیرتر از شهد و شکر است


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *