+ - x
 » از همین شاعر
1 هر که شد محرم دل در حرم یار بماند
2 یا رب آن آهوی مشکین به ختن بازرسان
3 دل می رود ز دستم صاحب دلان خدا را
4 گر بود عمر به میخانه رسم بار دگر
5 خیز تا خرقه صوفی به خرابات بریم
6 ابر آذاری برآمد باد نوروزی وزید
7 ای دل مباش یک دم خالی ز عشق و مستی
8 سر ارادت ما و آستان حضرت دوست
9 هواخواه توام جانا و می دانم که می دانی
10 آن که از سنبل او غالیه تابی دارد

 » بیشتر بخوانید...
 پیمانه ایست این جان پیمانه این چه داند
 برو به کار خود ای واعظ این چه فریادست
 گر چه بر واعظ شهر این سخن آسان نشود
 تاب بنفشه می دهد طره مشک سای تو
 هاتفی از گوشه میخانه دوش
 ای که مهجوری عشاق روا می داری
 شبانه
 ایه یا اهل الفرادیس اقرا منشورنا
 در فاصله ها
 رفتم به سوی مصر و خریدم شکری را

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

حال دل با تو گفتنم هوس است
خبر دل شنفتنم هوس است
طمع خام بین که قصه فاش
از رقیبان نهفتنم هوس است
شب قدری چنین عزیز و شریف
با تو تا روز خفتنم هوس است
وه که دردانه ای چنین نازک
در شب تار سفتنم هوس است
ای صبا امشبم مدد فرمای
که سحرگه شکفتنم هوس است
از برای شرف به نوک مژه
خاک راه تو رفتنم هوس است
همچو حافظ به رغم مدعیان
شعر رندانه گفتنم هوس است


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *