+ - x
 » از همین شاعر
1 روزه یک سو شد و عید آمد و دل ها برخاست
2 ای در رخ تو پیدا انوار پادشاهی
3 جان بی جمال جانان میل جهان ندارد
4 سلام الله ما کر اللیالی
5 روشنی طلعت تو ماه ندارد
6 دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست
7 ای پیک راستان خبر یار ما بگو
8 چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست
9 دردم از یار است و درمان نیز هم
10 مقام امن و می بی غش و رفیق شفیق

 » بیشتر بخوانید...
 یا رب سببی ساز که یارم به سلامت
 فلکا بگو که تا کی گله های یار گویم
 بر لب مدام باده مرد افگن خيال
 دل من رای تو دارد، سر سودای تو دارد
 تو شاخ خشک چرایی به روی یار نگر
 باز آفتاب دولت بر آسمان برآمد
 بیا بیا دلدار من دلدار من درآ درآ در کار من در کار من
 راز
 فقط خواب
 ای ساقی روشن دلان بردار سغراق کرم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

صحن بستان ذوق بخش و صحبت یاران خوش است
وقت گل خوش باد کز وی وقت میخواران خوش است
از صبا هر دم مشام جان ما خوش می شود
آری آری طیب انفاس هواداران خوش است
ناگشوده گل نقاب آهنگ رحلت ساز کرد
ناله کن بلبل که گلبانگ دل افکاران خوش است
مرغ خوشخوان را بشارت باد کاندر راه عشق
دوست را با ناله شب های بیداران خوش است
نیست در بازار عالم خوشدلی ور زان که هست
شیوه رندی و خوش باشی عیاران خوش است
از زبان سوسن آزاده ام آمد به گوش
کاندر این دیر کهن کار سبکباران خوش است
حافظا ترک جهان گفتن طریق خوشدلیست
تا نپنداری که احوال جهان داران خوش است


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *