+ - x
 » از همین شاعر
1 بلبل ز شاخ سرو به گلبانگ پهلوی
2 مقام امن و می بی غش و رفیق شفیق
3 هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود
4 ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد
5 گر دست رسد در سر زلفین تو بازم
6 یا رب این شمع دل افروز ز کاشانه کیست
7 دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود
8 دیدار شد میسر و بوس و کنار هم
9 چو باد عزم سر کوی یار خواهم کرد
10 میر من خوش می روی کاندر سر و پا میرمت

 » بیشتر بخوانید...
 ای بر سر بازارت صد خرقه به زناری
 گفت لبم چون شکر ارزد گنج گهر
 افدی قمرا لاح علینا و تلالا
 ببین چه سرخ چه سبز و سیاه كشته شدیم
 راح بفیها و الروح فیها
 از هوای شمس دین بنگر تو این دیوانگی
 دو دست پاک خدا شست گیسوانم را
 آینه جان شده چهره تابان تو *
 آنچ می آید ز وصفت این زمانم در دهن
 خیال انگیز و جان پرور چو بوی گل سراپایی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

در این زمانه رفیقی که خالی از خلل است
صراحی می ناب و سفینه غزل است
جریده رو که گذرگاه عافیت تنگ است
پیاله گیر که عمر عزیز بی بدل است
نه من ز بی عملی در جهان ملولم و بس
ملالت علما هم ز علم بی عمل است
به چشم عقل در این رهگذار پرآشوب
جهان و کار جهان بی ثبات و بی محل است
بگیر طره مه چهره ای و قصه مخوان
که سعد و نحس ز تاثیر زهره و زحل است
دلم امید فراوان به وصل روی تو داشت
ولی اجل به ره عمر رهزن امل است
به هیچ دور نخواهند یافت هشیارش
چنین که حافظ ما مست باده ازل است


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *