+ - x
 » از همین شاعر
1 مرا به رندی و عشق آن فضول عیب کند
2 خیال روی تو در هر طریق همره ماست
3 بازآی و دل تنگ مرا مونس جان باش
4 سحر چون خسرو خاور علم بر کوهساران زد
5 مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم
6 نفس برآمد و کام از تو بر نمی آید
7 ای که بر ماه از خط مشکین نقاب انداختی
8 ای دل ریش مرا با لب تو حق نمک
9 نکته ای دلکش بگویم خال آن مه رو ببین
10 در عهد پادشاه خطابخش جرم پوش

 » بیشتر بخوانید...
 ضمیر عصر حاضر بی نقاب است
 تو نفس نفس بر این دل هوسی دگر گماری
 میندیش میندیش که اندیشه گری ها
 سفره کهنه کجا درخور نان تو بود
 شبی که دررسد از عشق پیک بیداری
 در ارتباط آتش و سیگار می سوزم
 آن دم که دررباید باد از رخ تو پرده
 سکوت من زیباست
 عاشقان را گر چه در باطن جهانی دیگرست
 شاعر! سپیدی یی که به روی شقیقه است

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

صلاح کار کجا و من خراب کجا
ببین تفاوت ره کز کجاست تا به کجا
دلم ز صومعه بگرفت و خرقه سالوس
کجاست دیر مغان و شراب ناب کجا
چه نسبت است به رندی صلاح و تقوا را
سماع وعظ کجا نغمه رباب کجا
ز روی دوست دل دشمنان چه دریابد
چراغ مرده کجا شمع آفتاب کجا
چو کحل بینش ما خاک آستان شماست
کجا رویم بفرما از این جناب کجا
مبین به سیب زنخدان که چاه در راه است
کجا همی روی ای دل بدین شتاب کجا
بشد که یاد خوشش باد روزگار وصال
خود آن کرشمه کجا رفت و آن عتاب کجا
قرار و خواب ز حافظ طمع مدار ای دوست
قرار چیست صبوری کدام و خواب کجا


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *