+ - x
 » از همین شاعر
1 دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما
2 معاشران گره از زلف یار باز کنید
3 بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایه بان دارد
4 دارای جهان نصرت دین خسرو کامل
5 چون شوم خاک رهش دامن بیفشاند ز من
6 چه لطف بود که ناگاه رشحه قلمت
7 در ازل هر کو به فیض دولت ارزانی بود
8 خوشتر ز عیش و صحبت و باغ و بهار چیست
9 طالع اگر مدد دهد دامنش آورم به کف
10 آن کیست کز روی کرم با ما وفاداری کند

 » بیشتر بخوانید...
 کرامات دموکراتیک یک شیخ
 اینک آن مرغان که ایشان بیضه ها زرین کنند
 محبت چیست تاثیر نگاهی است
 دوستان وقت گل آن به که به عشرت کوشیم
 آن شوخ دلنواز چو کبک دری گذشت
 کل عقل بوصلکم مدهش
 دلتنگی
 تنهایی
 آزادی بیان
 صدای پای من همیشه تنهاست

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را
که سر به کوه و بیابان تو داده ای ما را
شکرفروش که عمرش دراز باد چرا
تفقدی نکند طوطی شکرخا را
غرور حسنت اجازت مگر نداد ای گل
که پرسشی نکنی عندلیب شیدا را
به خلق و لطف توان کرد صید اهل نظر
به بند و دام نگیرند مرغ دانا را
ندانم از چه سبب رنگ آشنایی نیست
سهی قدان سیه چشم ماه سیما را
چو با حبیب نشینی و باده پیمایی
به یاد دار محبان بادپیما را
جز این قدر نتوان گفت در جمال تو عیب
که وضع مهر و وفا نیست روی زیبا را
در آسمان نه عجب گر به گفته حافظ
سرود زهره به رقص آورد مسیحا را


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *