+ - x
 » از همین شاعر
1 شعری که نخواستی مال تو باشد
2 می لغزد
3 سه کنجی اتاق
4 مرگ
5 گنج
6 هوای من
7 تمام روز، تمام شب
8 قاصدک ها
9 رقص چوب ها
10 حق با پدر بود

 » بیشتر بخوانید...
 مشکل
 تا نفس های تو اینگونه وزیدن دارد
 دیوانه یی در من
 هر کی ز حور پرسدت رخ بنما که همچنین
 به شبنم صبح، این گلستان ، نشاند جوش غبار خود را
 ظاهرشاه در حدیث رفتگان
 سی و دوم
 دگرباره شه ساقی رسیدی
 کجا شد عهد و پیمانی که می کردی نمی گویی
 من با تو حدیث بی زبان گویم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

دست روی شکمم می گذارم
حجم انگشتانم تغییر می کنند
میان سینه ام چیزی دوباره قوغ می شود
و شیر از نوک سینه هایم سر می رود
آنگاه سه کنجی اتاق می بیند
وزن "بی تویی" را روی شکمم
عشقی که به وسعت دنیایم نبود
برای هر زنی کوه شود
برای من تکیه نمی شود


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *