+ - x
 » از همین شاعر
1 شاعران راست می گویند
2 تمام روز، تمام شب
3 فقط و فقط تو را
4 قاصدک ها
5 حافظه
6 می لغزد
7 زمان
8 عریان
9 شعری که نخواستی مال تو باشد
10 خیال

 » بیشتر بخوانید...
 مست آمد دلبرم تا دل برد از بامداد
 ایا بدر الدجی بل انت احسن
 ای باغبان ای باغبان آمد خزان آمد خزان
 بنگر آن ماه روی باده فروش
 بعد از سماع گویی کان شورها کجا شد
 ای سر مردان برگو برگو
 دارو
 به اوج کبریا کز پهلوی عجز است راه آنجا
 من ترک عشق شاهد و ساغر نمی کنم
 بارانه

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

هیچکس نمی خواهد عضو اضافی شب باشد
تن من ولی فرق می کند
اقلن یک چیز مثل آسمان ثابت است
بلاخره مرا هم با گنج اشتباه گرفته
در ویرانه می گذارند.


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *