+ - x
 » از همین شاعر
1 غلام همت والای بابه خارکشم
2 عمر بگذشت ولیکن همه با دربدری
3 باز کجا ساز سفر می کنی
4 شبی در بهار
5 ای زهره
6 آخر ای دریا

 » بیشتر بخوانید...
 آن چیست یکی دختر دوشیزه ی زیبا
 ای یوسف آخر سوی این یعقوب نابینا بیا
 جهنم در جزیره
 واژه ی منفی
 هرکجا تسلیم بندد بر میان شمشیر را
 برگ عمر
 رشته های پولادین
 عریان
 راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست
 ما نه زان محتشمانیم که ساغر گیرند

۲.۰
امتیاز: ۲.۰ | مجموع آراء: ۱

شبی در بهار
بپای چنار
بیا ماه من
بهمراه من
که تا جان و دل را در آنجا کنم
بپایت نثار
بیا ای نگار

بیا بیخبر
زخویشم ببر
گهی کنج باغ
گهی سوی راغ
مکن شهربندم که یکجا دلم
ندارد قرار
بیا ای نگار

تنم دردمند
دلم مستمند
لبم در فغان
غمم بیکران
درین موجه یی تند دستم بگیر
بِرونم بیار
بیا ای نگار

چمن سبزه خیز
هوا نافه بیز
زمین گل فزون
فضا نیلگون
تو آنجا من اینجا جدا تا بکی
چرا انتظار
بیا ای نگار


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *