+ - x
 » از همین شاعر
1 غلام همت والای بابه خارکشم
2 شبی در بهار
3 ای زهره
4 عمر بگذشت ولیکن همه با دربدری
5 آخر ای دریا
6 باز کجا ساز سفر می کنی

 » بیشتر بخوانید...
 به دل گفتم فراموشت کند، از یاد دل رفتم
 شعر من نان مصر را ماند
 دل پردرد من امشب بنوشیده ست یک دردی
 پیش توانگرمنشان ، پهلوی لاغر مگشا
 جسم و جان با خود نخواهم خانه خمار کو
 مهمان
 امسی و اصبح بالجوی اتعذب
 دیدن روی تو هم از بامداد
 باز آمدم چون عید نو تا قفل زندان بشکنم
 ای خراب اسرارم از اسرار تو اسرار تو

۳.۰
امتیاز: ۳.۰ | مجموع آراء: ۱

باز کجا ساز سفر می کنی
با که دگر زمزمه سر می کنی
از چه مرا خون جگر می کنی
باز کجا باز کجا می روی!
ای بت طناز کجا می روی?

مرغ من ای مرغ بهشتی پرم
دور مرو دور مرو از برم
سایه فگن سایه فگن بر سرم
می کنی پرواز کجا می روی!
ای بت طناز کجا می روی?

باش که بامان خدایی کنیم
یکدو نفس نغمه سرایی کنیم
زمزمه از روز جدایی کنیم
باز بصد ناز کجا میروی!
ای بت طناز کجا می روی?


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *