+ - x
 » از همین شاعر
1 بازی
2 نقاشی
3 نفرین به زندگی که تو ماهی من آدمم
4 من از این گونه که گشته سپری خوشبختم
5 به روزگار سگی لعنت! تو را گرفته کجا برده
6 هزار مرد به پای تو جان سپردند و....
7 سلام ای شهر من ای گریه زار گم شده در مه

 » بیشتر بخوانید...
 خانه متروک
 سرکه هفت ساله را از لب او حلاوتی
 من سرخوش و تو دلخوش غم بی دل و بی سر به
 بانگی عجب از آسمان در می رسد هر ساعتی
 ای جبرئیل از عشق تو اندر سما پا کوفته
 در مجلس آن رستم در عربده بنشستم
 بهر هلاک عاشقان جلوۀ يار دم بدم
 ما عاشق و سرگشته و شیدای دمشقیم
 تو خورشیدی و یا زهره و یا ماهی نمی دانم
 نگارا مردگان از جان چه دانند

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۲

نفرین به زندگی که تو ماهی من آدمم
نفرین به من که پیش فراوانیت کمم

نفرین به آنکه فرق نهاده ست بین ما
تا تو بهشت پاکی، تا من جهنمم

نفرین به خلقتی که مرا عرضه کرده است
من که تمام رنجم من که فقط غمم

آهسته تر به زندگی من قدم بنه
من گور دسته جمعی گل های مریمم

لب های من دو مار لهند و لورده اند
با بوی خون به سینه فرو می رود دمم

ای ماه! مهربانی تو می کشد مرا
ای ماه! من سیاه دلم از تو می رمم

والا بلند خوبی عظمای مرحمت
نفرین به من که پیش فراوانیت کمم


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

نورزاد:

این سروده به دل هر خواننده یی چنگ میزند.




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *