+ - x
 » از همین شاعر
1 هزار مرد به پای تو جان سپردند و....
2 سلام ای شهر من ای گریه زار گم شده در مه
3 بازی
4 نقاشی
5 نفرین به زندگی که تو ماهی من آدمم
6 من از این گونه که گشته سپری خوشبختم
7 به روزگار سگی لعنت! تو را گرفته کجا برده

 » بیشتر بخوانید...
 عاشقان را شد مسلم شب نشستن تا به روز
 هل طربا لعاشق وافقه زمانه
 عصر بی فال
 دمی با غم به سر بردن جهان یک سر نمی ارزد
 ز کاروان عدم ميرسد صدای جرس
 دیدار شد میسر و بوس و کنار هم
 بعد از هزار سال دلم را بلد نشد
 کمترین بنده بود مهر گل روی ترا
 آشوب تخیل

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۲

نفرین به زندگی که تو ماهی من آدمم
نفرین به من که پیش فراوانیت کمم

نفرین به آنکه فرق نهاده ست بین ما
تا تو بهشت پاکی، تا من جهنمم

نفرین به خلقتی که مرا عرضه کرده است
من که تمام رنجم من که فقط غمم

آهسته تر به زندگی من قدم بنه
من گور دسته جمعی گل های مریمم

لب های من دو مار لهند و لورده اند
با بوی خون به سینه فرو می رود دمم

ای ماه! مهربانی تو می کشد مرا
ای ماه! من سیاه دلم از تو می رمم

والا بلند خوبی عظمای مرحمت
نفرین به من که پیش فراوانیت کمم


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

نورزاد:

این سروده به دل هر خواننده یی چنگ میزند.




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *