+ - x
 » از همین شاعر
1 نفرین به زندگی که تو ماهی من آدمم
2 هزار مرد به پای تو جان سپردند و....
3 نقاشی
4 به روزگار سگی لعنت! تو را گرفته کجا برده
5 بازی
6 من از این گونه که گشته سپری خوشبختم
7 سلام ای شهر من ای گریه زار گم شده در مه

 » بیشتر بخوانید...
 بانگی عجب از آسمان در می رسد هر ساعتی
 آن نفسی که باخودی یار چو خار آیدت
 اگر این مکتب است و این ملا
 هر کجا گل کرد داغی بر دل دیوانه سوخت
 چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون
 گفت لبم چون شکر ارزد گنج گهر
 سکه رخسار ما جز زر مبادا بی شما
 سپاس
 گفتی شکار گیرم رفتی شکار گشتی
 پیچک عشق

۴.۰
امتیاز: ۴.۰ | مجموع آراء: ۳

نفرین به زندگی که تو ماهی من آدمم
نفرین به من که پیش فراوانیت کمم

نفرین به آنکه فرق نهاده ست بین ما
تا تو بهشت پاکی، تا من جهنمم

نفرین به خلقتی که مرا عرضه کرده است
من که تمام رنجم من که فقط غمم

آهسته تر به زندگی من قدم بنه
من گور دسته جمعی گل های مریمم

لب های من دو مار لهند و لورده اند
با بوی خون به سینه فرو می رود دمم

ای ماه! مهربانی تو می کشد مرا
ای ماه! من سیاه دلم از تو می رمم

والا بلند خوبی عظمای مرحمت
نفرین به من که پیش فراوانیت کمم


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

نورزاد:

این سروده به دل هر خواننده یی چنگ میزند.




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *