+ - x
 » از همین شاعر
1 بارانه
2 باغ جمال
3 انتخاب

 » بیشتر بخوانید...
 گر گمشدگان روزگاریم
 جهنم در جزیره
 در تو دو چشم وحشی، یک چهره ی اناری
 مبارکی که بود در همه عروسی ها
 ای شاه تو ترکی عجمی وار چرایی
 خراسان
 هزار مرد به پای تو جان سپردند و....
 شب رفت حریفکان کجایید
 ای آنک تو را ما ز همه کون گزیده
 دلت گرفته؟ از این پنجره بزن بیرون

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۲

من کیم نادیده لذت او کجا و من کجا
او سراپا عیش و عشرت او کجا و من کجا

سخت جانی های من را کی تحمل میکند
زیر سر بالشت فرحت او کجا و من کجا

گر تبسم میکنم فریاد و افغان می شود
هر کنارش موج الفت او کجا و من کجا

خود چو میراث غمم تکلیف مادر بوده ام
من نیم در بند شوکت او کجا و من کجا

انتخاب عشق آسان گفتنش دیوانه گیست
نازنین از خان نعمت او کجا و من کجا

چون خزانم از بهاران کی طمع دارم کنون
او بهاری ابر رحمت او کجا و من کجا

فهم ناقص عاکفا رسوای بازارم نمود
آفرین بر نام عزت او کجا و من کجا


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *