+ - x
 » از همین شاعر
1 دیوانه یی در من
2 گلاویز با خود
3 در پله ها
4 بیتویی های من
5 لحظه های گم شده
6 آنسوی شعر
7 پگاه
8 دگراندیش
9 حالا و همیشه
10 فرار

 » بیشتر بخوانید...
 این کیست این این کیست این در حلقه ناگاه آمده
 مفروشید کمان و زره و تیغ زنان را
 کار من اینست که کاریم نیست
 فلتر کن و فلتر کن
 ای کرده میان سینه غارت
 در دل من پرده ی نو می زنی
 کسی از بستر گلهای سرخ آواز مى خواند
 چه خوب است سگ جای انسان بروید
 ز آب تشنه گرفته ست خشم می بینی
 به گلزار ظهور ديدۀ عين اليقين بينم

۴.۳
امتیاز: ۴.۳ | مجموع آراء: ۶

دورم کن از تنهایی و یادم بده روشن شوم
سرمایی ام، آتش بزن، کز عشق پیراهن شوم

چون چشمه ی بی رقص آب از یاد باران رفته ام
دریا شدن یادم بده، تا معنی ی رفتن شوم

در ابتدایم بیتویی، در انتهایم فاصله
کاری بکن با هستی ی بیهوده ام دشمن شوم

هر صبحدم با خنده یی بدرود میگویم به شب
تا در عبور از درد خود، مفهوم یک روزن شوم

در جستجوی نیمه ام، آن سوی فردا می روم
آنقدر می پالم تو را، تا كه تهی از من شوم

...

از نسل تسلیم نیستم عشق است آنسوی گناه
بگذار با تو تا خدا، گندم شوم، خرمن شوم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *