+ - x
 » از همین شاعر
1 تقلا در تهی
2 فرا انتظاری
3 فریادی از کوچه
4 نارسیده به سکوت
5 تاریخ تلخ
6 بی تویی
7 امشب، هرشب
8 در پله ها
9 دگراندیش
10 چراغ اندیش

 » بیشتر بخوانید...
 برای عاشق و دزدست شب فراخ و دراز
 بیا بیا دلدار من دلدار من درآ درآ در کار من در کار من
 توقع دارم از لطف تو ای صدر نکوآیین
 الحذر از عشق حذر هر کی نشانی بودش
 نگفتمت مرو آن جا که آشنات منم
 جانا به غریبستان چندین به چه می مانی
 خلوتی داریم و حالی با خیال خویشتن
 خیز تا از در میخانه گشادی طلبیم
 آب حیوان باید مر روح فزایی را
 در میان دو تهی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

به خانه باز نگردد دل فراری من
من و جزیره ی متروکِ انتظاری من

نشسته ام به تماشای عنکبوت سیاه
فشرده می شود امشب گلوی داری من

به روی فاصله ها پرده می کشم از ترس
هزار خانه ی غم، سینه ی اناری من

خودم به باغ خودم،مرگ و درد می کارم
تبر شگوفه زده در وطن تباری من

به جنگ می طلبم رِند پشت آیینه را
چه جنگ مسخره یی! مشت و سنگباری من

به پشت پنجره ام، چشم دزد دریایی ست
تفنگ گنگ من و زخمِ دارداری من

...

اگر چه پَر زده ام تا به اوج قله ی عشق
هنوز بوی قفس می دهد، قناری من


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *