+ - x
 » از همین شاعر
1 تلخ و شیرین
2 پاندول ساعت
3 دیوانه یی در من
4 عشق یعنی
5 نارسیده به سکوت
6 خودکاوی
7 اضطراب آیینه
8 بین دو بیداری
9 از باغ تا بن بست
10 فرا انتظاری

 » بیشتر بخوانید...
 موی بر سر شد سپید و روی من بگرفت چین
 تو عاشقی چه کسی از کجا رسیدستی
 صاف جان ها سوی گردون می رود
 الا ای باد شبگیرم بیار اخبار شمس الدین
 سلام الله ما کر اللیالی
 دو چشم اگر بگشادی به آفتاب وصال
 جفای تلخ تو گوهر کند مرا ای جان
 بشکسته سر خلقی سر بسته که رنجورم
 خنب های لایزالی جوش باد
 تنها

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

به خانه باز نگردد دل فراری من
من و جزیره ی متروکِ انتظاری من

نشسته ام به تماشای عنکبوت سیاه
فشرده می شود امشب گلوی داری من

به روی فاصله ها پرده می کشم از ترس
هزار خانه ی غم، سینه ی اناری من

خودم به باغ خودم،مرگ و درد می کارم
تبر شگوفه زده در وطن تباری من

به جنگ می طلبم رِند پشت آیینه را
چه جنگ مسخره یی! مشت و سنگباری من

به پشت پنجره ام، چشم دزد دریایی ست
تفنگ گنگ من و زخمِ دارداری من

...

اگر چه پَر زده ام تا به اوج قله ی عشق
هنوز بوی قفس می دهد، قناری من


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *