+ - x
 » از همین شاعر
1 نارسیده به سکوت
2 حالا و همیشه
3 از تو چه پنهان
4 دیوانه یی در من
5 تلخ و شیرین
6 نیمه راه
7 فاصله، معنی دیگر شب
8 در میان دو تهی
9 من و زندگی
10 مرور یک گرداب

 » بیشتر بخوانید...
 ای که در کشتن ما هیچ مدارا نکنی
 هوای من
 یک گل بهار نیست
 رفتم که در این منزل بیداد بدن
 گر این جا حاضری سر همچنین کن
 نثرنا فی ربیع الوصل بالورد
 بارها گفته ام و بار دگر می گویم
 گل سرخ غربت
 در من گورستان عزازده ییست
 کو شراب کهنی تا برد از هوش مرا؟

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

زندگی در وسعت یک درد، جای کوچکی ست
یک تصادف، ناگهان، یک ابتدای کوچکی ست

زندگی چیزی شبیه گور های مشترک
عشق در آن بی گلویی ها، صدای کوچکی ست

زندگی یک شهر تبعیدی ست هر کس با خودش
یک نگاه گرم، گاهی آشنای کوچکی ست

زندگی یک کوچه ی بن بست وخالی از فرار
جستجو، یک ناگهان آواز پای کوچکی ست

زندگی دیوار های کهنه ی بی روزنه
تشنگی برآن، چو رقص مشت های کوچکی ست

زندگی دهلیز پیچاپیچ تنهایی ست، دوست!
دستهای مهربانت، رهنمای کوچکی ست

زندگی درد گلاویزی ست با تقدیر و عشق
مرگ در پایان بازی، ماجرای کوچکی ست

...

هست می سازد ز نابودی مرا، با نام عشق
این دل دیوانه ی عاشق، خدای کوچکی ست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *