+ - x
 » از همین شاعر
1 فاصله، معنی دیگر شب
2 پگاه
3 آنسوی اضطراب
4 خودکاوی
5 تعبیر بی خوابی
6 مرور یک گرداب
7 فردایی
8 تقلا در تهی
9 یک اتفاق ساده
10 نارسیده به سکوت

 » بیشتر بخوانید...
 نوشتم این غزل نغز با سواد دو دیده
 این اهل قبور خاک گشتند و غبار
 شب وصل است و طی شد نامه هجر
 کی جزا می رسد از اهل حیا سرکش را
 اگر خونین دلم یاقوت گردد
 جوهر مردی
 ای هدهد صبا به سبا می فرستمت
 آمد بهار خرم و آمد رسول یار
 بهار و شاعر محبوس
 ای که تو ماه آسمان ماه کجا و تو کجا

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

زندگی در وسعت یک درد، جای کوچکی ست
یک تصادف، ناگهان، یک ابتدای کوچکی ست

زندگی چیزی شبیه گور های مشترک
عشق در آن بی گلویی ها، صدای کوچکی ست

زندگی یک شهر تبعیدی ست هر کس با خودش
یک نگاه گرم، گاهی آشنای کوچکی ست

زندگی یک کوچه ی بن بست وخالی از فرار
جستجو، یک ناگهان آواز پای کوچکی ست

زندگی دیوار های کهنه ی بی روزنه
تشنگی برآن، چو رقص مشت های کوچکی ست

زندگی دهلیز پیچاپیچ تنهایی ست، دوست!
دستهای مهربانت، رهنمای کوچکی ست

زندگی درد گلاویزی ست با تقدیر و عشق
مرگ در پایان بازی، ماجرای کوچکی ست

...

هست می سازد ز نابودی مرا، با نام عشق
این دل دیوانه ی عاشق، خدای کوچکی ست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *