+ - x
 » از همین شاعر
1 از تو چه پنهان
2 یک ناگهان
3 در تنور فاصله
4 من و زندگی
5 انسان نامریی
6 ناگفته ها در نگاه
7 جنگجوی پیر
8 خواب ناتکرار
9 چراغ اندیش
10 من و اختیار

 » بیشتر بخوانید...
 نا تسلیم
 عشق را نازم که با گردون کند مردانه جنگ
 هین که گردن سست کردی کو کبابت کو شرابت
 در دل من پرده ی نو می زنی
 چو آمد روی مه رویم کی باشم من که باشم من
 کسی کو «لا اله» را در گره بست
 بگردان ساقی مه روی جام
 غزلی در چرخیدن...
 نوازش کن به وصلت یا بکش با خنجر تیزم
 بی دولت عشق زندگانی نفسی ست

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

زندگی در وسعت یک درد، جای کوچکی ست
یک تصادف، ناگهان، یک ابتدای کوچکی ست

زندگی چیزی شبیه گور های مشترک
عشق در آن بی گلویی ها، صدای کوچکی ست

زندگی یک شهر تبعیدی ست هر کس با خودش
یک نگاه گرم، گاهی آشنای کوچکی ست

زندگی یک کوچه ی بن بست وخالی از فرار
جستجو، یک ناگهان آواز پای کوچکی ست

زندگی دیوار های کهنه ی بی روزنه
تشنگی برآن، چو رقص مشت های کوچکی ست

زندگی دهلیز پیچاپیچ تنهایی ست، دوست!
دستهای مهربانت، رهنمای کوچکی ست

زندگی درد گلاویزی ست با تقدیر و عشق
مرگ در پایان بازی، ماجرای کوچکی ست

...

هست می سازد ز نابودی مرا، با نام عشق
این دل دیوانه ی عاشق، خدای کوچکی ست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *