+ - x
 » از همین شاعر
1 من و اختیار
2 تاریخ تلخ
3 خودکاوی
4 لحظه های گم شده
5 حالا و همیشه
6 تعبیر بی خوابی
7 دیوانه یی در من
8 جهنم در جزیره
9 نیمه راه
10 از باغ تا بن بست

 » بیشتر بخوانید...
 عاقبت ای جان فزا نشکیفتم
 آه خجسته ساعتی که صنما به من رسی
 بازآمد آن مغنی با چنگ سازکرده
 یار ما دلدار ما عالم اسرار ما
 بهار اندیشهٔ صدرنگ عشرت کرد بسمل را
 نالدم پای که چند از پی یارم بدوانی
 بار دگر آن دلبر عیار مرا یافت
 بهشتی بهر پاکان حرم هست
 بخش یازدهم
 حرارت عشق

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

بیهوده می پیچد به من، زنجیر درد آلود شب
پَر می زنم چون آتشی در حلقه های دود شب

شب در من آن بیگانه یی، کز عشق دورم می کند
دیوار! می نوشم ترا، تا لحظه ی بدرود شب!

تندیس های مرگ را در خویش آتش می زنم
خط می کشم بر چهره ی پیغمبرمردود شب

بیدار با دیوار ها، در کارگاه بی چراغ
چون تار های روشنی، ره می زنم در پود شب

با یک سلام ساده یی از ابر خالی می شوم
باران نمی گردم دگر بر موج های رود شب

بت های کهنه بی سر اند، ای خودخدا، بی ترس شو!
بگذر چو ابراهیم روز، ازآتش نمرود شب

...

هر چند دلتنگم ولی، فردا طلوع دیگری ست
یک پنجره وا می کنم، در کوچه ی مسدود شب


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *