+ - x
 » از همین شاعر
1 از تو چه پنهان
2 دو بن بست
3 بی تویی
4 نارسیده به سکوت
5 شب و هذیان و تنهایی
6 پاندول ساعت
7 دگراندیش
8 مرور یک گرداب
9 بین دو بیداری
10 در میان دو تهی

 » بیشتر بخوانید...
 گذشت از چرخ و بگرفت آبله چشم ثریا را
 ای همه شکل تو مطبوع و همه جای تو خوش
 عاشقان را جست و جو از خویش نیست
 در این زمانه رفیقی که خالی از خلل است
 حسن تعبیر
 آنچ می آید ز وصفت این زمانم در دهن
 گرگی بیرون می آید از غار
 مست آمد دلبرم تا دل برد از بامداد
 دل در غم عشق تو برومند بود
 دو رباعی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

کاش تا از جنس فردا باوری می داشتیم
در دل دیوار ها زخم دری می داشتیم

شوق پروازی اگر می بود ز این زندان یأس
زیر دیوار قفس، مشت پری می داشتیم

خویش نوح انگاشتیم و خشم و توفان کا شتیم
کاش هم از غیب، بخت لنگری می داشتیم

نغمه ی مارا هیاهوی لب بیگانه کشُت
کاش بر آوازه ها، گوش کری می داشتیم


جنگلی در ماست، آتش̊ کشت و خرمن̊ دود، کاش
تا به قدر برگ سبزی کشوری می داشتیم

...

کودکان میراث داران جوانمرگی و جنگ
کاش هم از نسل عاشق، لشکری می داشتیم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *