+ - x
 » از همین شاعر
1 در ازدحام درد
2 دیوانه یی در من
3 یک ناگهان
4 جنگجوی پیر
5 در تنور فاصله
6 حالا و همیشه
7 نا تسلیم
8 گلاویز با خود
9 بیتویی های من
10 عشق یعنی

 » بیشتر بخوانید...
 وداع
 سوگیانه
 سارا بس است از همه گلهای این جهان
 بیا که بی تو دلم از زمانه میگیرد
 به جان عشق که از بهر عشق دانه و دام
 رازقی
 همچو سر روان جريده برو
 غریبانه
 مرا با مصحف روی تو سوگند
 دل معشوق سوزیده است بر من

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

کاش تا از جنس فردا باوری می داشتیم
در دل دیوار ها زخم دری می داشتیم

شوق پروازی اگر می بود ز این زندان یأس
زیر دیوار قفس، مشت پری می داشتیم

خویش نوح انگاشتیم و خشم و توفان کا شتیم
کاش هم از غیب، بخت لنگری می داشتیم

نغمه ی مارا هیاهوی لب بیگانه کشُت
کاش بر آوازه ها، گوش کری می داشتیم


جنگلی در ماست، آتش̊ کشت و خرمن̊ دود، کاش
تا به قدر برگ سبزی کشوری می داشتیم

...

کودکان میراث داران جوانمرگی و جنگ
کاش هم از نسل عاشق، لشکری می داشتیم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *