+ - x
 » از همین شاعر
1 دیوانه یی در من
2 لحظه های گم شده
3 عید تلخ
4 تلخ و شیرین
5 یک ناگهان
6 نیمه راه
7 تعبیر بی خوابی
8 ناگفته ها در نگاه
9 فاصله، معنی دیگر شب
10 آنسوی شعر

 » بیشتر بخوانید...
 همیشه من چنین مجنون نبودم
 ای خجل از تو شکر و آزادی
 آب تو ده گسسته را در دو جهان سقا تویی
 آورد خبر شکرستانی
 عجب ای ساقی جان مطرب ما را چه شدست
 مها یک دم رعیت شو مرا شه دان و سالاری
 ما به تماشای تو بازآمدیم
 اگر تو نیستی در عاشقی خام
 یا ساقی شرف بشراباتک زندی
 بانگ زدم من که دل مست کجا می رود

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

کاش تا از جنس فردا باوری می داشتیم
در دل دیوار ها زخم دری می داشتیم

شوق پروازی اگر می بود ز این زندان یأس
زیر دیوار قفس، مشت پری می داشتیم

خویش نوح انگاشتیم و خشم و توفان کا شتیم
کاش هم از غیب، بخت لنگری می داشتیم

نغمه ی مارا هیاهوی لب بیگانه کشُت
کاش بر آوازه ها، گوش کری می داشتیم


جنگلی در ماست، آتش̊ کشت و خرمن̊ دود، کاش
تا به قدر برگ سبزی کشوری می داشتیم

...

کودکان میراث داران جوانمرگی و جنگ
کاش هم از نسل عاشق، لشکری می داشتیم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *