+ - x
 » از همین شاعر
1 تعبیر بی خوابی
2 نا تسلیم
3 در تنور فاصله
4 بین دو بیداری
5 امشب، هرشب
6 فرار
7 در میان دو تهی
8 لحظه های گم شده
9 از شب تا فردا
10 بیتویی های من

 » بیشتر بخوانید...
 کریما تو گلی یا جمله قندی
 نگر خود را بچشم محرمانه
 ای از تو من برسته ای هم توام بخورده
 صلا ای صوفیان کامروز باری
 بعدِ ما هم روز است و روزگاری، می رسد
 از خود و بیگانه
 نگارا، چرا قول دشمن شنیدی؟!
 کسی کو را بود خلق خدایی
 گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس
 دل آن بحر است کو ساحل نورزد

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

کاش تا از جنس فردا باوری می داشتیم
در دل دیوار ها زخم دری می داشتیم

شوق پروازی اگر می بود ز این زندان یأس
زیر دیوار قفس، مشت پری می داشتیم

خویش نوح انگاشتیم و خشم و توفان کا شتیم
کاش هم از غیب، بخت لنگری می داشتیم

نغمه ی مارا هیاهوی لب بیگانه کشُت
کاش بر آوازه ها، گوش کری می داشتیم


جنگلی در ماست، آتش̊ کشت و خرمن̊ دود، کاش
تا به قدر برگ سبزی کشوری می داشتیم

...

کودکان میراث داران جوانمرگی و جنگ
کاش هم از نسل عاشق، لشکری می داشتیم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *