+ - x
 » از همین شاعر
1 از شب تا فردا
2 شب و هذیان و تنهایی
3 تعبیر بی خوابی
4 حالا و همیشه
5 آنسوی اضطراب
6 خواب ناتکرار
7 فاصله، معنی دیگر شب
8 در ازدحام درد
9 بین دو بیداری
10 بی تویی

 » بیشتر بخوانید...
 ای به انکار سوی ما نگران
 من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم
 امیر دل همی گوید تو را گر تو دلی داری
 از آتش روی خود اندر دلم آتش زن
 ای ساقی جان پر کن آن ساغر پیشین را
 شب تاریک و برقها خاموش روشنی دیده چشم کور خودم
 سحر بلبل حکایت با صبا کرد
 سادگی باغی ست طبع عافیت آهنگ را
 شمع جهان دوش نبد نور تو در حلقه ما
 امتزاج روح ها در وقت صلح و جنگ ها

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

کاش تا از جنس فردا باوری می داشتیم
در دل دیوار ها زخم دری می داشتیم

شوق پروازی اگر می بود ز این زندان یأس
زیر دیوار قفس، مشت پری می داشتیم

خویش نوح انگاشتیم و خشم و توفان کا شتیم
کاش هم از غیب، بخت لنگری می داشتیم

نغمه ی مارا هیاهوی لب بیگانه کشُت
کاش بر آوازه ها، گوش کری می داشتیم


جنگلی در ماست، آتش̊ کشت و خرمن̊ دود، کاش
تا به قدر برگ سبزی کشوری می داشتیم

...

کودکان میراث داران جوانمرگی و جنگ
کاش هم از نسل عاشق، لشکری می داشتیم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *