+ - x
 » از همین شاعر
1 من و اختیار
2 چراغ اندیش
3 دیوانه یی در من
4 تعبیر بی خوابی
5 ناآشتی
6 مرور یک گرداب
7 در پله ها
8 پاندول ساعت
9 از شب تا فردا
10 دگراندیش

 » بیشتر بخوانید...
 آن شوخ دلنواز چو کبک دری گذشت
 مطربا اسرار ما را بازگو
 اگر به پای تو بستند زنگ، رقصیدی
 صورتگر نقاشم هر لحظه بتی سازم
 رشته ی امید
 تا چند خرقه بر درم از بیم و از امید
 مرا در واژه ها جویید
 فعل نیکان محرض نیکیست
 از سوی دل لشکر جان آمدند
 ای پرتگاه دور از دسترس من!

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

بگذار که از قبیله بیرون بروم
از مزرعه ی مصابِ طاعون بروم

بگذار وطن معنی دیگر گیرد
دریا شوم و سراغ هامون بروم

با گامِ پدر مرگ به دنبالم بود
با گام خودم روم، دگرگون بروم

با ترس، مرا قبیله زندانی كرد
با عشق، رها، خلاف قانون بروم

بگذار برون شوم ز تکباوری ام
از حلقه ی تکروان مظنون بروم

بگذار در آیین خدایان تفنگ
ابلیس شوم، کافر و ملعون بروم



بگذار نفس کشم برای دل خود
با عشق از این جزیره ی خون بروم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *