+ - x
 » از همین شاعر
1 ناگفته ها در نگاه
2 نارسیده به سکوت
3 یک ناگهان
4 نیمه راه
5 چراغ اندیش
6 دیوانه یی در من
7 کوچ
8 عید تلخ
9 دگراندیش
10 نا تسلیم

 » بیشتر بخوانید...
 در تو دو چشم وحشی، یک چهره ی اناری
 ای خفته به یاد یار برخیز
 امروز بحمدالله از دی بترست این دل
 در فروبند که ما عاشق این میکده ایم
 جامم بشکست ای جان پهلوش خلل دارد
 عمرک یا واحدا فی درجات الکمال
 جان به فدای عاشقان خوش هوسیست عاشقی
 خانه - مرد
 نیست عجب صف زده پیش سلیمان پری
 خلعت ناز تجرد خانه زادان عدم را

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

بگذار که از قبیله بیرون بروم
از مزرعه ی مصابِ طاعون بروم

بگذار وطن معنی دیگر گیرد
دریا شوم و سراغ هامون بروم

با گامِ پدر مرگ به دنبالم بود
با گام خودم روم، دگرگون بروم

با ترس، مرا قبیله زندانی كرد
با عشق، رها، خلاف قانون بروم

بگذار برون شوم ز تکباوری ام
از حلقه ی تکروان مظنون بروم

بگذار در آیین خدایان تفنگ
ابلیس شوم، کافر و ملعون بروم



بگذار نفس کشم برای دل خود
با عشق از این جزیره ی خون بروم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *