+ - x
 » از همین شاعر
1 کوچ
2 یک ناگهان
3 فردایی
4 گلاویز با خود
5 فاصله، معنی دیگر شب
6 دو بن بست
7 در میان دو تهی
8 نارسیده به سکوت
9 بی دروغ
10 حالا و همیشه

 » بیشتر بخوانید...
 بس جهد می کردم که من آیینه نیکی شوم
 به باغ بلبل از این پس نوای ما گوید
 وداع
 روم به حجره خیاط عاشقان فردا
 بیا بوسه به چند است از آن لعل مثمن
 آب زنید راه را هین كه نگار می رسد
 خواب ناتکرار
 تمام اوست که فانی شدست آثارش
 من آن نیم که بگویم حدیث نعمت او

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

یک چراغ کوچک و یک سایه ی لرزان و هیچ
یک شب دلمرده، یک شاعر، و یک هذیان و هیچ

کوچه ها خالی ز گام و خانه ها بی پنجره
یک مسافر، یک سفر، یک راه بی پایان و هیچ

شاعری تنها، میان واژه های خون و شب
یک جسد، یک زخم و یک خفاشِ سرگردان و هیچ

سایه ها پَر می زند در ارتفاع ذهن او
یک قناری، یک قفس، یک سقف، یک زندان و هیچ

باورش چون گندمی، بین دو سنگ آسیاب
یک خدا خاموشی و یک خنده ی شیطان و هیچ

زخم پشت زخم و مرهم پشت مرهم، پشت هم
یک غم دریایی و یک ابر بی باران و هیچ

***

خواب شاعر: لحظه ی آرامشی بین دو جنگ،
یک سکوت، یک عشقِ بی بن بست، یک انسان... و هیچ


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *