+ - x
 » از همین شاعر
1 من و زندگی
2 نیمه راه
3 آنسوی اضطراب
4 مرور یک گرداب
5 لحظه های گم شده
6 دو بن بست
7 ناآشتی
8 بی تویی
9 فریادی از کوچه
10 قصه یی برای کودکم

 » بیشتر بخوانید...
 مه
 ما آب دریم ما چه دانیم
 آن کس که تو را دارد از عیش چه کم دارد
 چو رخت خویش بر بستم ازین خاک
 هنگامه
 شنودم من که چاکر را ستودی
 بر تارکم اين ترک نمد ترک جهان است
 به حارسان نکوروی من خطاب کنید
 گر چه هم رزم ایم اما فخر بیرق از شما
 عمر بگذشت به بی حاصلی و بوالهوسی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

یک چراغ کوچک و یک سایه ی لرزان و هیچ
یک شب دلمرده، یک شاعر، و یک هذیان و هیچ

کوچه ها خالی ز گام و خانه ها بی پنجره
یک مسافر، یک سفر، یک راه بی پایان و هیچ

شاعری تنها، میان واژه های خون و شب
یک جسد، یک زخم و یک خفاشِ سرگردان و هیچ

سایه ها پَر می زند در ارتفاع ذهن او
یک قناری، یک قفس، یک سقف، یک زندان و هیچ

باورش چون گندمی، بین دو سنگ آسیاب
یک خدا خاموشی و یک خنده ی شیطان و هیچ

زخم پشت زخم و مرهم پشت مرهم، پشت هم
یک غم دریایی و یک ابر بی باران و هیچ

***

خواب شاعر: لحظه ی آرامشی بین دو جنگ،
یک سکوت، یک عشقِ بی بن بست، یک انسان... و هیچ


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *