+ - x
 » از همین شاعر
1 ناآشتی
2 فاصله، معنی دیگر شب
3 پاندول ساعت
4 امشب، هرشب
5 فریادی از کوچه
6 جهنم در جزیره
7 تلخ و شیرین
8 خواب ناتکرار
9 در پله ها
10 لحظه های گم شده

 » بیشتر بخوانید...
 حیف کز افلاس نومیدی فواید مرد را
 ایه یا اهل الفرادیس اقرا منشورنا
 وقت آن آمد که من سوگندها را بشکنم
 هشتم
 ای آنک جان ما را در گلشکر کشیدی
 گر تو خواهی که تو را بی کس و تنها نکنم
 از سر کوی تو هر کو به ملالت برود
 آخر سوب نیست...
 صدایی در شب
 فلکا بگو که تا کی گله های یار گویم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

مثل ابری، در دو دست گرم تو دریا شدم
با تو بگذشتم ز تنهایی، که تا زیبا شدم

در غبارِ سرد گم بودم میان ازدحام
با دو گام عشق پیوستی به من، پیدا شدم

بی تو مثل چشمه یی بودم بدون رقص آب
با تو پیوند دو تا دریاچه در صحرا شدم

شخم می زد خشم ها بر ریشه ام، با خنده ات،
یک قناری، یک چمن، یک باغ، یک دنیا شدم

آتش و باروت نزدیک اند در من سالهاست
یک بغل با مهربانی آمدی، بودا شدم

***

زندگی بازیچه ی بیهوده ی تکرار نیست
شب شدم، از نیمه بگذشتم، که تا فردا شدم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *