+ - x
 » از همین شاعر
1 جنگجوی پیر
2 ناگفته ها در نگاه
3 یک اتفاق ساده
4 در میان دو تهی
5 فرار
6 ناآشتی
7 در ازدحام درد
8 دیوانه یی در من
9 یک ناگهان
10 فاصله، معنی دیگر شب

 » بیشتر بخوانید...
 چون حاصل آدمی در این شورستان
 سبک بنواز ای مطرب ربایی
 ساقی این جا هست ای مولا بلی
 سرود ملی
 گرد راه
 درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد
 بهار چیست؟
 وقتی میان فاجعه و درد میشوی
 آمد بهار جان ها ای شاخ تر به رقص آ
 کردم با کان گهر آشتی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

مثل ابری، در دو دست گرم تو دریا شدم
با تو بگذشتم ز تنهایی، که تا زیبا شدم

در غبارِ سرد گم بودم میان ازدحام
با دو گام عشق پیوستی به من، پیدا شدم

بی تو مثل چشمه یی بودم بدون رقص آب
با تو پیوند دو تا دریاچه در صحرا شدم

شخم می زد خشم ها بر ریشه ام، با خنده ات،
یک قناری، یک چمن، یک باغ، یک دنیا شدم

آتش و باروت نزدیک اند در من سالهاست
یک بغل با مهربانی آمدی، بودا شدم

***

زندگی بازیچه ی بیهوده ی تکرار نیست
شب شدم، از نیمه بگذشتم، که تا فردا شدم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *