+ - x
 » از همین شاعر
1 بیتویی های من
2 خودکاوی
3 گلاویز با خود
4 از شب تا فردا
5 پاندول ساعت
6 عشق یعنی
7 خواب ناتکرار
8 تلخ و شیرین
9 دو بن بست
10 تعبیر بی خوابی

 » بیشتر بخوانید...
 سیبکی نیم سرخ و نیمی زرد
 با سماجت یک الماس
 چه ممکن است که راحت سری برآورد از ما
 بیا ساقی می ما را بگردان
 بخود باز آ او دامان دلی گیر
 تنیده یاد تو در تار و پودم، میهن، ای میهن!
 بیا کامروز شه را ما شکاریم
 حجاب از چشم بگشایی که سبحان الذی اسری
 می روم هر لحظه از خود روبروی کیستم؟
 بی تو بسیار گریه کردم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

مثل ابری، در دو دست گرم تو دریا شدم
با تو بگذشتم ز تنهایی، که تا زیبا شدم

در غبارِ سرد گم بودم میان ازدحام
با دو گام عشق پیوستی به من، پیدا شدم

بی تو مثل چشمه یی بودم بدون رقص آب
با تو پیوند دو تا دریاچه در صحرا شدم

شخم می زد خشم ها بر ریشه ام، با خنده ات،
یک قناری، یک چمن، یک باغ، یک دنیا شدم

آتش و باروت نزدیک اند در من سالهاست
یک بغل با مهربانی آمدی، بودا شدم

***

زندگی بازیچه ی بیهوده ی تکرار نیست
شب شدم، از نیمه بگذشتم، که تا فردا شدم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *