+ - x
 » از همین شاعر
1 اضطراب آیینه
2 انسان نامریی
3 یک اتفاق ساده
4 آنسوی شعر
5 یک ناگهان
6 نا تسلیم
7 از شب تا فردا
8 فردایی
9 فریادی از کوچه
10 در پله ها

 » بیشتر بخوانید...
 گل سرخ دیدم شدم زعفرانی
 ای دوست حقیقت شنواز من سخنی
 من از این خانه به در می نروم
 چند گریزی ز ما چند روی جا به جا
 مهتاب مثل مردی، خوابید روی دریا
 هله نوروز آمد
 الام طماعیة العاذل
 ای صبا گر بگذری بر ساحل رود ارس
 بازآمدم خرامان تا پیش تو بمیرم
 برخیز که جان است و جهان است و جوانی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

مثل ابری، در دو دست گرم تو دریا شدم
با تو بگذشتم ز تنهایی، که تا زیبا شدم

در غبارِ سرد گم بودم میان ازدحام
با دو گام عشق پیوستی به من، پیدا شدم

بی تو مثل چشمه یی بودم بدون رقص آب
با تو پیوند دو تا دریاچه در صحرا شدم

شخم می زد خشم ها بر ریشه ام، با خنده ات،
یک قناری، یک چمن، یک باغ، یک دنیا شدم

آتش و باروت نزدیک اند در من سالهاست
یک بغل با مهربانی آمدی، بودا شدم

***

زندگی بازیچه ی بیهوده ی تکرار نیست
شب شدم، از نیمه بگذشتم، که تا فردا شدم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *