+ - x
 » از همین شاعر
1 فاصله، معنی دیگر شب
2 در ازدحام درد
3 در پله ها
4 آنسوی اضطراب
5 خواب ناتکرار
6 یک ناگهان
7 تعبیر بی خوابی
8 حالا و همیشه
9 از تو چه پنهان
10 بیتویی های من

 » بیشتر بخوانید...
 ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم
 لی حبیب حبه یشوی الحشا
 دل بیگانه خو زین خاکدان نیست
 نی برای دین و نی از بهر دنیا سوختم
 در خانه خود یافتم از شاه نشانی
 گوهر مخزن اسرار همان است که بود
 کو دماغ جهد، تن در خاکساری داده را
 یا رب من بدانمی چیست مراد یار من
 دانی کامروز از چه زردم
 آمدم باز تا چنان گردم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

دهانِ تلخ و دلِ تنگ، در کنار شبم
مرا چراغ بپوشان، که سنگسار شبم

دو کفش روز به من هدیه کن که کوچ کنم
که سالهاست به بن بستِ بی گذار شبم

غروب̊، باغِ به آتش کشیده است، بیا!
کنار شاخه ی بشکسته ی انار شبم

ببین! تولد گرگِ سیاهِ بدمست است
بیا مترس! که آبستن شکار شبم

ز نسل عشق، تویی نعره می زنی در من
به پشت پنجره ها عاشق فرار شبم

***

درختِ شب به زمینم گرفته ریشه، و من
تبر به دست ترین دشمنِ تبار شبم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *