+ - x
 » از همین شاعر
1 مرور یک گرداب
2 نارسیده به سکوت
3 شکر خدا
4 از باغ تا بن بست
5 من و زندگی
6 فریادی از کوچه
7 فرا انتظاری
8 تقلا در تهی
9 آنسوی اضطراب
10 یک ناگهان

 » بیشتر بخوانید...
 در انتظار تو
 اندر مذمت انواع آزادی
 وجود من به کف یار جز که ساغر نیست
 دل در برم خدايا سوز و گداز دارد
 سراندازان همی آیی نگارین جگرخواره
 چو می بینی که رهزن کاروان کشت
 شکر ایزد را که دیدم روی تو
 پیش چنین ماه رو گیج شدن واجبست
 چه گوهری تو که کس را به کف بهای تو نیست
 قد اسکرنی ربی من قهوة مد راری

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

دهانِ تلخ و دلِ تنگ، در کنار شبم
مرا چراغ بپوشان، که سنگسار شبم

دو کفش روز به من هدیه کن که کوچ کنم
که سالهاست به بن بستِ بی گذار شبم

غروب̊، باغِ به آتش کشیده است، بیا!
کنار شاخه ی بشکسته ی انار شبم

ببین! تولد گرگِ سیاهِ بدمست است
بیا مترس! که آبستن شکار شبم

ز نسل عشق، تویی نعره می زنی در من
به پشت پنجره ها عاشق فرار شبم

***

درختِ شب به زمینم گرفته ریشه، و من
تبر به دست ترین دشمنِ تبار شبم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *