+ - x
 » از همین شاعر
1 در پله ها
2 شکر خدا
3 از باغ تا بن بست
4 از تو چه پنهان
5 یک ناگهان
6 من و اختیار
7 پاندول ساعت
8 گلاویز با خود
9 در میان دو تهی
10 در تنور فاصله

 » بیشتر بخوانید...
 گاهی بر جنازۀ دختر جوانی می گریم
 علم کل چيست بگو نقطهء نادانی ما
 سجده کنم پیشکش آن قد و بالا چه شود
 شرم و حيا به ديدۀ خورد و کلان نماند
 دیدی! زمانه خلوت ما را ز هم گسست
 بر عاشقان فریضه بود جست و جوی دوست
 هله بحری شو و در رو مکن از دور نظاره
 بگریز ای میر اجل از ننگ ما از ننگ ما
 نگارا تو در اندیشه درازی
 مرا در واژه ها جویید

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۲

ز تنهایی قفس شد، معنی پیراهنم امشب
همان دیوانه ی دلتنگ تَکراری، منم امشب

دلی در من به مثل هیزمی آهسته می سوزد
تنم تابوت آتشها، تنور روشنم امشب

هراسانم میان سایه ها، چون جنگجوی پیر
پریشانِ چراغم، باد ها را دشمنم امشب

دعای خالی ابرم، لب خشکیده ی صحرا
نه توفان و نه دریا شد، ز باران گفتنم امشب

غروب از آسمان خورشید می دزدد، کجایی تو؟
بیا! مهتاب̊ روشن کن به پشت روزنم امشب

زمستانی ست باخود بودنم، باز آ! که چون آتش
برقصی بر اجاق سرد و متروکِ تنم امشب

***

نمی ترسم ز فصلِ فاصله، فردا تو می آیی
ز شادی، رقص گندم در میان خرمنم امشب


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *