+ - x
 » از همین شاعر
1 در ازدحام درد
2 خواب ناتکرار
3 حالا و همیشه
4 بی دروغ
5 شب و هذیان و تنهایی
6 تلخ و شیرین
7 از شب تا فردا
8 جنگجوی پیر
9 انسان نامریی
10 لحظه های گم شده

 » بیشتر بخوانید...
 نوازش کن به وصلت یا بکش با خنجر تیزم
 دامن کشانم می کشد در بتکده عیاره ای *
 آفتابا سوی مه رویان شدی
 آن جا که چو تو نگار باشد
 بیا نشیمن شهباز را به گریه نشینیم
 بعد از این از شعر و از شاعر فراری می شوم
 وداع
 خواهم گرفتن اکنون آن مایه صور را
 کفران
 رنگ حنا بدست تو ای نوجوان خوشست

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۲

ز تنهایی قفس شد، معنی پیراهنم امشب
همان دیوانه ی دلتنگ تَکراری، منم امشب

دلی در من به مثل هیزمی آهسته می سوزد
تنم تابوت آتشها، تنور روشنم امشب

هراسانم میان سایه ها، چون جنگجوی پیر
پریشانِ چراغم، باد ها را دشمنم امشب

دعای خالی ابرم، لب خشکیده ی صحرا
نه توفان و نه دریا شد، ز باران گفتنم امشب

غروب از آسمان خورشید می دزدد، کجایی تو؟
بیا! مهتاب̊ روشن کن به پشت روزنم امشب

زمستانی ست باخود بودنم، باز آ! که چون آتش
برقصی بر اجاق سرد و متروکِ تنم امشب

***

نمی ترسم ز فصلِ فاصله، فردا تو می آیی
ز شادی، رقص گندم در میان خرمنم امشب


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *