+ - x
 » از همین شاعر
1 نیمه راه
2 بین دو بیداری
3 عشق یعنی
4 فرا انتظاری
5 اضطراب آیینه
6 لحظه های گم شده
7 ناگفته ها در نگاه
8 نا تسلیم
9 جنگجوی پیر
10 قصه یی برای کودکم

 » بیشتر بخوانید...
 ياد روزی که دلم آيينه ی روی تو بود
 یارب به کسانی که جگر سوخته اند
 محبت چیست تاثیر نگاهی است
 عشق یعنی
 بیا کامروز گرد یار گردیم
 ای یوسف آخر سوی این یعقوب نابینا بیا
 خنک آن کس که چو ما شد همگی لطف و رضا شد
 از دفتر عمر ما یکتا ورقی مانده ست
 چند گریزی ز ما چند روی جا به جا
 گر رود دیده و عقل و خرد و جان تو مرو

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۲

مرا فریاد کن، ای عشق! یک امشب گلویم شو!
صدای جیغِ توفان، رعد، یعنی های وهویم شو!

من و اقلیم تنهایی، سکوت و ابرِ دلتنگی
به رقص آور دو گامم را، خدای جستجویم شو!

نفَس بیهوده ام عمریست، دشتی را نصیبم کن
بیا دریا! بیا با موج هایت روبرویم شو!

چو سیلابِ سفرتازه، ببر تا دور، تا فردا
مرا تکرار کن با تشنگی ها، چارسویم شو!

من و فردا، دو سوی شب، دو خاموشی، دو ناگفته،
بیا ای شهرزاد درد هایم! قصه گویم شو!

***

بیا ای عشق! هیزم می شوم، باروت می نوشم
فقط یک بار آتش زن دلم را، آبرویم شو!


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *