+ - x
 » از همین شاعر
1 دو بن بست
2 تاریخ تلخ
3 خودکاوی
4 من و زندگی
5 ناگفته ها در نگاه
6 بی دروغ
7 بی تویی
8 از شب تا فردا
9 از باغ تا بن بست
10 در میان دو تهی

 » بیشتر بخوانید...
 غره وجه سلبت قلب جمیع البشر
 فقط یکبار مینازم به بختم
 ندا رسید به جان ها ز خسرو منصور
 ای عارف خوش کلام برگو
 بازی
 من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم
 جوانمردی که دل با خویشتن بست
 سیدی انی کالیل انت فی زی النهار
 چو بلبل نالهٔ زاری نداری
 شرمی نداشتید، تنی را فروختید

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۲

مرا فریاد کن، ای عشق! یک امشب گلویم شو!
صدای جیغِ توفان، رعد، یعنی های وهویم شو!

من و اقلیم تنهایی، سکوت و ابرِ دلتنگی
به رقص آور دو گامم را، خدای جستجویم شو!

نفَس بیهوده ام عمریست، دشتی را نصیبم کن
بیا دریا! بیا با موج هایت روبرویم شو!

چو سیلابِ سفرتازه، ببر تا دور، تا فردا
مرا تکرار کن با تشنگی ها، چارسویم شو!

من و فردا، دو سوی شب، دو خاموشی، دو ناگفته،
بیا ای شهرزاد درد هایم! قصه گویم شو!

***

بیا ای عشق! هیزم می شوم، باروت می نوشم
فقط یک بار آتش زن دلم را، آبرویم شو!


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *