+ - x
 » از همین شاعر
1 از تو چه پنهان
2 تقلا در تهی
3 فرار
4 در ازدحام درد
5 کوچ
6 پگاه
7 تعبیر بی خوابی
8 من و اختیار
9 عشق یعنی
10 نیمه راه

 » بیشتر بخوانید...
 مطربا بردار چنگ و لحن موسیقار زن
 هر کی در او نیست از این عشق رنگ
 آخر گل و خار را بدیدی
 خطوط سرنوشت
 دل من کار تو دارد، گل و گلنار تو دارد
 روزم به هجر تو بصفت چون شب آمده است
 شب گشت ولیک پیش اغیار
 اگر چه باده فرح بخش و باد گل بیز است
 مخمور جام عشقم ساقی بده شرابی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

نمیدانم چرا امشب، ز خود بیزار می گریم
گره در مشت می پیچم، در و دیوار می گریم

به دور شانه هایم با دو دست سرد می رویم
درختی می شوم، بر شاخه هایم دار می گریم

فریبم می دهد گاهی غریو خنده های تلخ
چو دیوانه میان قهقهه انگار می گریم

حقیقت گرگ بی رحمی ست، تنهایی شبیه مرگ
میان اضطراب و سایه ها تکرار می گریم

صدایی پشت دیوار است، کم کم دور می گردد
و من در خلوت بی پنجره، آوار می گریم

( فقط از لرزه های عشق گاهی گرم می گردم
تو می آیی، تسلا می شوم، هربار می گریم

درونم قصر متروکی ست، بی تو، چون امیر پیر
به یاد اسپ و تاج و لشکر و دربار می گریم )

***

خروس و ختم خاموشی و ختم خشم و ختم خواب
می انگارم به فردا می رسم، بیدار می گریم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *