+ - x
 » از همین شاعر
1 ناآشتی
2 گلاویز با خود
3 بیتویی های من
4 من و اختیار
5 فریادی از کوچه
6 دگراندیش
7 کوچ
8 عید تلخ
9 دیوانه یی در من
10 نا تسلیم

 » بیشتر بخوانید...
 آه از آن رخسار برق انداز خوش عیاره ای
 هر که را اسرار عشق اظهار شد
 بیا که ساقی عشق شراب باره رسید
 در پرده دل بنگر صد دختر آبستان
 خواجه ترش مرا بگو سرکه به چند می دهی
 گلبن عشق تو بی خار آمدست
 دلی کز تو سوزد چه باشد دوایش
 ای عشق که جمله از تو شادند
 اگر ز حلقه این عاشقان کران گیری
 آمد بهار جان ها ای شاخ تر به رقص آ

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

هم از سکو ت، هم ز صدا درد می کشم
من در تمام آیینه ها درد می کشم

هر صبحدم که پنجره را باز می کنم
در جستجوی خود همه جا درد می کشم

مَردم شدم که عشق بیاموزم، ای دریغ!
در زیر دست و پای شما درد می کشم

در کوچه ها که می نگرم ازدحام را
از کهنه ̊ راه و حسرت پا درد می کشم

در مردمی که صبر و خموشی عبادت است
تا بی سفر دیار خدا درد می کشم

آنسوتر از بهشت کسی حاجتی نخواست
از ارتفاعِ پست دعا درد می کشم


"آدم" شکست در من از این عشق گمشده
در لابلای زخم "حوا" درد می کشم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *