+ - x
 » از همین شاعر
1 نیمه راه
2 کوچ
3 شکر خدا
4 نارسیده به سکوت
5 پاندول ساعت
6 از شب تا فردا
7 عشق یعنی
8 دیوانه یی در من
9 آنسوی اضطراب
10 ناگفته ها در نگاه

 » بیشتر بخوانید...
 ای هدهد صبا به سبا می فرستمت
 می گزید او آستین را شرمگین در آمدن
 اندرآ عیش بی تو شادان نیست
 آذرخش خیال
 آن مه که هست گردون گردان و بی قرارش
 نگشته است به پيرايه ام غبار ملال
 من جز احد صمد نخواهم
 این بار دوم است
 رفتم به سوی مصر و خریدم شکری را
 خوش باش که پخته اند سودای تو دی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

هم از سکو ت، هم ز صدا درد می کشم
من در تمام آیینه ها درد می کشم

هر صبحدم که پنجره را باز می کنم
در جستجوی خود همه جا درد می کشم

مَردم شدم که عشق بیاموزم، ای دریغ!
در زیر دست و پای شما درد می کشم

در کوچه ها که می نگرم ازدحام را
از کهنه ̊ راه و حسرت پا درد می کشم

در مردمی که صبر و خموشی عبادت است
تا بی سفر دیار خدا درد می کشم

آنسوتر از بهشت کسی حاجتی نخواست
از ارتفاعِ پست دعا درد می کشم


"آدم" شکست در من از این عشق گمشده
در لابلای زخم "حوا" درد می کشم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *